نگاهی گذرا به ادبیات کوردی کودک در خراسان به بهانهٔ انتشار «خزانکا»؛ یازدهمین کتاب کوردی
ادبیات کودک، یکی از بنیادیترین ستونهای ماندگاری زبان و هویت یک ملت است. تردیدی نیست که بخش بزرگی از گنجینهی ادبیات شفاهی کوردی، در همهی گویشهای این زبان، هنوز ثبت و ضبط نشده است.

به یاد احمد قربانپور چناران؛ هنرمند کورد خراسان، و آن"بلوور" لبریز از غربت و کوردیاش
عطا ولدی
ادبیات کودک، یکی از بنیادیترین ستونهای ماندگاری زبان و هویت یک ملت است. تردیدی نیست که بخش بزرگی از گنجینهی ادبیات شفاهی کوردی، در همهی گویشهای این زبان، هنوز ثبت و ضبط نشده است. آنچه امروز از این میراث به دست ما رسیده، تنها بخش کوچکی از آن گنجینهی گستردهای است که نسلهای پیشین سینهبهسینه حفظ کردهاند و به ما رساندهاند.
دریغاگوی این دردیم که بخش بزرگی از فولکلور شفاهی کودکان کورد خراسان نیز، از لالاییها، قصهها و افسانهها گرفته تا بازیهای زبانی، معماها و شعرها، در گذر زمان ثبت نشده؛ آرامآرام زیر غبار فراموشی پنهان شده است و در حال محو از ذهن و زبانها است.
علیرضا سپاهیلایین(کاوا زێدی)، فعال فرهنگی، روزنامهنگار و مترجم زبان فرانسه از نظر من، یکی از نامآشناترین و پرکارترین شاعران کورد خراسان به شمار میآید؛ شاعری که چندین دفتر شعر به دو زبان کوردی و فارسی منتشر کرده و در عرصهی شعر خوش درخشیده است و جوایزی نیز به دست آورده است.
کاوا زێدی در سالهای اخیر، نوشتن به کوردی را نه تنها یک انتخاب ادبی؛ بلکه آن را وظیفهای اخلاقی و ملی برای ماندگاری و بالندگی زبان کوردی میداند. از همین رو، بیش از گذشته به زبان مادری خود روی آورده؛ با جدیت و پشتکاری افزونتر، در راه این زبان و به این زبان مینویسد. میآفریند و به آن جان تازهتری میبخشد.
او از معدود نویسندگان کورد خراسان است که با درک این خلأ دیرینه و با آگاهی از جای خالی ادبیات کودک در کارنامهی ادبی کوردهای خراسان، همچون جای خالی دندانِ هفت سالگی بر لبخندهایمان، سمت و سوی قلم خود را به سوی نشاندن لبخند بر گونههای ادبیاتِ کودکان برده است؛ کودکی که اگر قرار است زبان مادریاش زنده بماند، باید نخست در زبان و ذهن و جهان او زنده و پویا باشد.
کاوا زێدی، افزون بر کوردی و فارسی، با زبان فرانسه نیز آشنایی دارد و همین توانایی میتواند دریچهای تازه برای آشنایی کودکان کورد خراسان و فعالان ادبیات کودک با بخشی از آثار ارزشمند ادبیات کودک جهان و بر روی این جویندگان دانایی بگشاید؛ آثاری که میتوانند از راه ترجمه، مهمان خانههای کودکان هزارمَچیت و گُلیل شوند.
نخستین کتاب کودکانِ کاوا زێدی «زمان و زانین» است (سپاهیلایین، علیرضا، ۱۳۹۹، زمان و زانین، بجنورد، بیژنیورد) و «خزانکا» دومین کتاب کودک و تازهترین اثر چاپشدهی اوست (سپاهیلایین، علیرضا، ۱۴۰۴، خزانکا، بجنورد، بیژنیورد).
«خزانکا»، به گفتهٔ خود کاوا زێدی، برای کودکان کورد، بهویژه کودکان کورد خراسان، نوشته شده است؛ اما در همان حال، میخواهد چیزی فراتر از یک کتاب کودک باشد. کتاب میکوشد با زبانی شاعرانه و در قالبی تازه و امروزی، رفتار، گفتار و جهان بزرگسالان و کودکان را پیش چشم خواننده بگذارد و آنها را به خوانشی امروزی، تحلیلی و انتقادی فرا بخواند::
«اینکه در کوچهها و میدانهای جهان، هیبت و ارزش و کوردبودن خود را از یاد ببری؛ نه "خزان" باشی و نه بزرگ!» "خزان" آینده، کودک است؛ و کودک، آیندهی زبان. ماندگاری هر زبان و هر ملت، از کودکی آغاز میشود؛ از همان سالهایی که نخستین واژهها در ذهن و جان انسان خانه میکنند. اگر زبان قرار است بماند، باید در زبان کودکان زندگی کند. پلی که امروز و فردای یک زبان را به هم پیوند میدهد، چیزی جز ادبیات کودک نیست.
شاید اکنون در آخرین ایستگاه فرصتها ایستادهایم؛ در واپسین لحظههایی که هنوز میتوان صدای آن گنجینهٔ خاموش را شنید و آنچه را باقی مانده، از قعر غربت و از دل تاریک خاموشی و فراموشی بیرون کشید. آنچه امروز از آن گنجینهی گرانسنگ باقی مانده نفسهایی مسیحایی میطلبد و دستهایی کلیموار.
اگر دستهای دلسوز و آگاه، همین فرصت اندک را برای گردآوری و ثبت این میراث غنیمت نشمارند، آنچه امروز هنوز در سینه و حافظهی آخرین نسل از راویان این سنتِ شفاهی ما زنده مانده است، شاید فردا تنها نامی در خاطرهها باشد. آنگاه بخشی بزرگ از حافظهی تاریخی ما برای همیشه از دست خواهد رفت؛ زیرا بخش مهمی از اسطورهها و افسانههای ما، همینجا، در دلِ همین ادبیات شفاهی پنهان است کە نسل به نسل تا به امروز انتقال داده شده، زنده ماندهاند..
برای نمونه، کار ارزشمند استاد کلیمالله توحدی در کتاب «درخت چل دستان»، که چهل داستان کوردی خراسانی را به فارسی برگردانده و منتشر کرده است، هنگامی برای کودکان کورد خراسان ثمربخشتر خواهد بود که متن کوردی این داستانها نیز در دسترس آنان قرار گیرد وگرنه آنچه از خانهی زبان مادری آمده، سرانجام به خانه ی همسایگان خواهد رفت.
تلاشهایی که در سالهای اخیر برای ادبیات کودک کوردی در خراسان آغاز شدهاند، هرچند اندک و آرامآرام، اما شایستهی توجه و قدردانیاند. اما در برابر نیاز کودکان امروز به ادبیاتی متنوع، چندصدایی و چندلایه، هنوز راهی دراز در پیش است. بیشتر این تلاشها نیز به شعر کودک محدود ماندهاند.
اکنون بیش از هر زمانِ دیگری نیازمند پرداختن به گونههای دیگر ادبیات کودک و بازآفرینی ادبیات شفاهی با زبان و نگاه امروزیم؛ کاری که هم میتواند ضمن حفظ میراث شفاهی گذشتگان، به بالندگی ادبیات کودک کمک کند و هم به پاسداری از زبان مادری و رنگینتر شدن جهان خیالانگیز و رؤیای کودکان کورد خراسان یاری رساند.
در اواخرِ دههی هشتاد خورشیدی، گلی شادکام نخستین چراغ را در خانهی ادبیات کودک کوردی خراسان روشن کرد. "پاچه سوور" بهعنوان نخستین کتاب ویژهی کودکان کورد خراسان منتشر شد (شادکام، گلی، ۱۳۸۹، پاچهسۆر، بجنورد، انتشارات جهانی).
آنچه در ادامه آمده، فهرست کتابهایی است که طی شانزده سال گذشته در خراسان برای کودکان کورد منتشر شدهاند؛ مجموعهای که نشان میدهد کودک کورد خراسان، در طول یک سال، حتی از داشتن یک کتابِ کودک نیز بیبهره است. این واقعیتی است که بیش از هر چیز، نیازمند تأمل و نقد جدی و البته شتابدادن به گامهایمان در راه ادبیات کودک در بین کردهای خراسان است.
در حوزهی داستانِ کودکان، سه کتاب:
ــــ شادکام، گلی، ۱۳۸۹، پاچهسۆر، بجنورد، انتشارات جهانی.
ــــ قارشی، رضا، ۱۳۹۴، کچکال دلال، قم، عمو علوی.
ــــ قارشی، رضا، ۱۳۹۵، جینار، تهران، بوستان کاغذ.
در حوزهی شعرِ کودک، نه کتاب:
ــــ علویفرد، یحیی، ۱۳۹۱، شهلپه و سیڤ، قم، عمو علوی.
ــــ علویفرد، یحیی، ۱۳۹۵، نینا نینا، قم، عمو علوی.
ــــ علویفرد، یحیی، ۱۳۹۵، کەسکەسۆر، قم، عمو علوی.
ــــ علویفرد، یحیی، ۱۳۹۶، سێڤستان، قم، عمو علوی.
ــــ سپاهیلایین، علیرضا، ۱۳۹۹، زمان و زانین، بجنورد، بیژنیورد.
ــــ نادری، هادی، ۱۳۹۹، هەڤالێن دارستانێ، بجنورد، بیژنیورد.
ــــ حسینپور، اسماعیل، ۱۴۰۱، وەلات، بجنورد، بیژنیورد.
ــــ شادکام، گلی، ۱۴۰۳، دهو دهو، بجنورد، بیژنیورد.
ــــ سپاهیلایین، علیرضا، ۱۴۰۴، خزانکا، بجنورد، بیژنیورد.
رضا قارشی، نویسندهی دو کتاب داستان، یحیی علویفرد، پدیدآورندهی چهار کتاب شعر، و علیرضا سپاهیلایین و گلی شادکام، هر یک با دو کتاب، از فعالان حوزهی ادبیات کودک کوردی در خراساناند.
نشر بیژنیورد در بجنورد، با انتشار شش کتاب، و نشر عمو علوی در قم، با انتشار پنج کتاب کودک، از ناشران فعال این حوزهاند؛ تلاشهایی که شایستهی سپاس و امید به ادامهاند.
این گامهای کوچک، هرچند هنوز دور از دامنه و گسترهای هستند که شایستهی ادبیات کودک کورد خراسان است، در آن خراسانِ نبات و زعفران و فیروز، همچون چند گُل نوروزیاند که مژدهی در راه بودنِ بهارِ ادبیات کوردیِ کودکان میدهند.
کاروان هنوز آهسته میرود، امید است در پیوسته بودن دارد؛ شاید تا رسیدن به قله، راه بسیار باشد، اما فتح بلندترین قلهها با نخستین گامها شروع میشود، مهم حرکت است در پیوستگی. حرکتی آفرینشگرانه که رو به آینده دارد و راه تا ادبیاتی شایستهی کودکانمان ادامه دهد.
"خزانی"است؛ بهانهی زبان مادری گرفته تا جوانهی زبان مادری را در آغوش گرفته و با "خزانکا"، از شمارهی انگشتان دو دست کودکی گذشت، زبان کودکان رنجهای تیفهگولها، خانِ کلمیشیها و عیوزخانها و دیگر سرداران کوردِ خراسان نیازمند توجه بیشتر و آفرینش آثار بیشتر است تا فردا از شرمندگان تاریخ در برابر زبان و کودکانمان نباشیم.
پس، لطفاً دریچهها را
نبندید؛
بگذارید کودکان
با جامههای تازهشان
به پیشواز بهار بروند
و جهان را به چشمهٔ کفهای کوچک خویش
به شادی وادارند.
نویسندۀ یادداشت : عطا ولدی ، شاعر مریوانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سپاس ویژهام نثار دوست شاعر و فرهیختهام، دکتر اسماعیل حسینپور، که اطلاعات مربوط به تعدادی از کتابهای منتشرشده در این یادداشت را در اختیارم گذاشت.
