پاتوق داستاننویسی بجنورد؛ جایی برای شنیدن صداهای تازه ادبیات
دبیر پاتوق داستاننویسی کتابخانه علامه دهخدا بجنورد، از ضرورت ایجاد فضای امن برای نقد آثار، دشواری پرورش نویسندگان تازهکار و برنامه انتشار نخستین مجموعهداستان مشترک اعضا میگوید.

بهنام زرینپور: نویسندگی از جایی آغاز میشود که از نقد شدن نترسیم
بهنام زرینپور، کارشناس ارشد روانشناسی، مدرس و دبیر پاتوق داستاننویسی کتابخانه علامه دهخدا بجنورد، معتقد است نقدپذیری، آموزش عملی و استمرار، سه رکن اساسی پرورش نویسندگان جواناند.
از شنیده شدن تا شنیدن؛ روایت یک پاتوق ادبی
خبرنگار ارمغان: گاهی تولد یک نویسنده نه پشت میز تحریر، بلکه در جمعی کوچک اتفاق میافتد؛ جایی که نخستین داستانش را با صدایی لرزان میخواند، دیگران به آن گوش میدهند و برای نخستینبار درمییابد نوشتهاش میتواند موضوع گفتوگو، نقد و بازنویسی باشد.
برای بسیاری از علاقهمندان به داستاننویسی، دشوارترین مرحله، نوشتن نخستین جمله نیست؛ پیدا کردن فضایی است که بتوانند نوشتههای خود را بیهراس از قضاوت عرضه کنند، ضعفهایشان را بشناسند و در مسیر یادگیری باقی بمانند.
پاتوقهای ادبی، اگر از سطح نشستهای مناسبتی فراتر بروند، میتوانند چنین فرصتی را فراهم کنند؛ فرصتی برای تمرین نوشتن، شنیدن، گفتوگو و پذیرش نقد. کتابخانههای عمومی نیز با برخورداری از فضایی در دسترس، ظرفیت آن را دارند که علاوه بر ترویج کتابخوانی، به محل شکلگیری و پرورش آثار ادبی تبدیل شوند.
در بجنورد، پاتوق داستاننویسی کتابخانه عمومی علامه دهخدا یکی از همین تجربههاست؛ جمعی که با پیشینهای از فعالیت آموزشی و ادبی، اکنون با مسئولیت بهنام زرینپور مسیر خود را ادامه میدهد.
زرینپور که خود از شاگردان ثریا صدقی بوده، مسئولیت این پاتوق را نه آغاز یک فعالیت از نقطه صفر، بلکه ادامه دادن مسیری میداند که پیش از او شکل گرفته است. او تلاش میکند با حفظ تجربههای گذشته، آموزش داستاننویسی را از قالب نظری صرف خارج کند و به فرآیندی مبتنی بر نوشتن، نقد و بازنویسی تبدیل سازد.
به باور او، مهمترین دستاورد چنین جمعی الزاماً انتشار سریع کتاب یا معرفی شتابزده نویسندگان جدید نیست؛ بلکه تربیت افرادی است که بتوانند بنویسند، نقد بشنوند، آثار خود را بازنویسی کنند و برای رسیدن به کیفیت ادبی، صبور باشند.
با بهنام زرینپور درباره ریشههای شکلگیری این تجربه، دشواریهای پذیرش مسئولیت پاتوق، شیوه آموزش، چالش نقدپذیری و چشمانداز انتشار آثار اعضا گفتوگو کردهایم.
پاتوقی که از تجربه «شنیده شدن» جان گرفت
ارمغان: آقای زرینپور، نقطه آغاز آشنایی شما با این شیوه از آموزش داستاننویسی کجا بود و چه شد که تصمیم گرفتید فعالیت پاتوق کتابخانه علامه دهخدا را ادامه دهید؟
زرینپور: نقطه آغاز این تجربه برای من به کلاسهای داستاننویسی خانم ثریا صدقی بازمیگردد. در آن کلاسها برای نخستینبار معنای واقعی «شنیده شدن» و «نقد شدن» را تجربه کردم؛ دو اتفاقی که به نظرم برای رشد هر نویسنده ضروریاند.
وقتی داستانی مینویسید، ممکن است تصور کنید همه چیز روشن و درست پیش رفته است؛ اما زمانی که متن شما در جمع خوانده میشود، تازه متوجه میشوید مخاطب چه چیزی دریافت کرده، کدام بخشها اثرگذار بوده و کجا نتوانستهاید منظورتان را بهدرستی منتقل کنید.
همین تجربه برای من بسیار ارزشمند بود. احساس کردم باید چنین فرصتی برای علاقهمندان بیشتری فراهم باشد.
البته پاتوق کتابخانه علامه دهخدا پیش از پذیرش مسئولیت من شکل گرفته بود و فعالیت میکرد. آنچه برایم اهمیت داشت، حفظ و ادامه دادن این تجربه بود؛ تجربهای که میتوانست نویسندگی را از محدودیت فضای آموزشگاههای رسمی و هزینههای جانبی دور کند.
من معتقدم دسترسی به محیط آموزشی و ادبی نباید برای علاقهمندان دشوار باشد. هر فردی که به نوشتن علاقه دارد، باید بتواند جایی پیدا کند که نوشتهاش خوانده شود، درباره آن گفتوگو کنند و برای بهتر شدنش راهنمایی بگیرد.
در واقع، انگیزه اصلی من بازآفرینی همان فضای امنی بود که خودم در آغاز مسیر نویسندگی تجربه کرده بودم.
ارمغان: با توجه به اینکه پاتوق پیش از شما سابقه فعالیت داشت، مهمترین چالش پذیرش مسئولیت آن چه بود؟
زرینپور: مهمترین چالش من راهاندازی یک جمع تازه نبود، بلکه مدیریت دوره گذار بود.
این پاتوق پیش از من به همت استادم و اعضای اصلی، با کیفیت مطلوبی اداره میشد. اعضا به شیوه پیشین فعالیت عادت کرده بودند و طبیعی بود که نسبت به تغییر روش آموزشی، پرسشها یا نگرانیهایی داشته باشند.
وقتی مسئولیت یک مجموعه باسابقه را میپذیرید، نمیتوانید بدون توجه به گذشته، همه چیز را تغییر دهید. باید ابتدا اعتماد اعضا را حفظ کنید و نشان دهید که قرار نیست تجربههای ارزشمند گذشته کنار گذاشته شود.
من تلاش کردم میان آن پیشینه و رویکرد آموزشی موردنظرم پیوند برقرار کنم.
این مسیر بیش از هر چیز به صبوری نیاز داشت. باید فرصت میدادم اعضا با روش تازه آشنا شوند و نتیجه آن را در عمل ببینند.
امروز معتقدم استمرار فعالیت پاتوق، تا حد زیادی حاصل همان دوره گذار است؛ دورهای که تلاش کردیم ضمن احترام به گذشته، زمینه رشد و تغییر را نیز فراهم کنیم.
داستاننویسی را نمیتوان تنها با تدریس قواعد آموخت
ارمغان: در جلسات پاتوق، آموزش تکنیکهای داستاننویسی چه نسبتی با نقد آثار اعضا دارد؟ چگونه میان این دو تعادل برقرار میکنید؟
زرینپور: اعضای پاتوق از نظر تجربه و دانش داستاننویسی در یک سطح نیستند. بعضی آموزشهای قبلی دیدهاند و بعضی تازه وارد این مسیر شدهاند.
این تفاوت میتواند هم چالش باشد و هم فرصت. اگر شیوه اداره جلسه مناسب نباشد، ممکن است افراد تازهکار احساس کنند از دیگران عقب ماندهاند یا اعضای باتجربهتر تصور کنند مطالب برایشان تکراری است.
برای مدیریت این وضعیت، تلاش میکنم آموزش را تا حد امکان عملی پیش ببرم.
به جای اینکه تمام زمان جلسه صرف توضیح نظری درباره عناصر داستان شود، از متنهای خود اعضا استفاده میکنیم. وقتی داستانی خوانده میشود، درباره شخصیتپردازی، زاویه دید، فضاسازی، گفتوگوها یا ساختار آن بحث میکنیم و نکات آموزشی را در ارتباط مستقیم با همان متن توضیح میدهیم.
به نظرم نویسنده زمانی یک تکنیک را بهتر میآموزد که کاربرد و تأثیر آن را در نوشته خودش ببیند.
در این میان، موضوع مهمتر حفظ امنیت روانی اعضاست. کسی که داستانش را برای جمع میخواند، بخشی از ذهن و احساس خود را در معرض داوری قرار میدهد. اگر نقد به شکلی مطرح شود که فرد احساس تحقیر کند، ممکن است انگیزه ادامه نوشتن را از دست بدهد.
بنابراین تلاش میکنم اعضا بدانند نقد متوجه متن است، نه شخصیت نویسنده.
ما به دنبال پیشرفت آهسته اما ماندگار هستیم. قرار نیست کسی با حضور در چند جلسه ناگهان به نویسندهای حرفهای تبدیل شود. مهم این است که به نوشتن ادامه دهد، اشتباه کند، بازخورد بگیرد و دوباره بنویسد.
ارمغان: پس از نگاه شما، ایجاد فضای امن برای نقد، به اندازه آموزش اصول داستاننویسی اهمیت دارد؟
زرینپور: دقیقاً همینطور است. حتی میتوان گفت بدون چنین فضایی، آموزش هم اثربخشی لازم را نخواهد داشت.
نویسندگی با آزمون و خطا همراه است. نویسنده باید بتواند ایدههای مختلف را امتحان کند، گاهی شکست بخورد و از آن تجربه یاد بگیرد.
اگر فرد از همان ابتدا نگران واکنش دیگران باشد، ممکن است فقط سراغ ایدههایی برود که کمترین خطر را دارند. در چنین شرایطی، خلاقیت محدود میشود.
فضای امن به این معنا نیست که آثار را بدون بررسی تأیید کنیم یا از بیان ضعفها بپرهیزیم. اتفاقاً نقد باید دقیق و جدی باشد؛ اما شیوه بیان آن باید به نویسنده کمک کند.
من معتقدم صمیمیت و سختگیری ادبی با یکدیگر تعارض ندارند. میتوان در محیطی دوستانه، درباره ضعفهای یک داستان با دقت و صراحت صحبت کرد.
هدف این است که نویسنده پس از پایان جلسه، به جای دلسردی، انگیزه بیشتری برای بازنویسی داشته باشد.
اولویت ما پرورش نویسنده است، نه انتشار شتابزده کتاب
ارمغان: یکی از معیارهای ارزیابی فعالیت پاتوقهای ادبی، آثار و نویسندگانی است که از دل آنها معرفی میشوند. پاتوق داستاننویسی علامه دهخدا در این زمینه به چه مرحلهای رسیده است؟
زرینپور: در دوره جدید فعالیت پاتوق، بیشتر بر تثبیت جمع و ارتقای کیفیت آموزش تمرکز کردهایم.
من ترجیح میدهم به جای آنکه برای معرفی سریع چند اثر یا نویسنده شتاب کنیم، ابتدا گروهی منسجم و متعهد داشته باشیم؛ افرادی که نوشتن را جدی بگیرند و برای پیشرفت خود وقت بگذارند.
یکی از روشهایی که در جلسات دنبال میکنم، طراحی تمرینهای موقعیتمحور است.
برای مثال، نویسنده را با یک موقعیت احساسی یا دراماتیک روبهرو میکنیم و از او میخواهیم داستانی بر اساس آن بنویسد. این شیوه کمک میکند اعضا به جای تکیه صرف بر توضیح و توصیف، وارد موقعیت داستانی شوند و شخصیتهایشان را در برابر انتخابها و تعارضها قرار دهند.
تلاش میکنم اعضا یاد بگیرند چگونه از تجربههای زیسته خود برای ساختن داستان استفاده کنند و در عین حال، آن تجربهها را به اثری داستانی تبدیل کنند.
هنوز در مرحلهای هستیم که کیفیت فرآیند آموزش برایم مهمتر از ارائه آمار و خروجیهای زودهنگام است.
با این حال، هدف کوتاهمدت ما تدوین یک مجموعهداستان مشترک از آثار اعضاست. امیدوارم با ادامه تمرینها و بازنویسیها، بتوانیم آثاری آماده کنیم که هر کدام هویت و صدای مستقل نویسنده خود را داشته باشند.
ارمغان: انتشار یک مجموعهداستان مشترک چه اهمیتی برای اعضای پاتوق دارد؟
زرینپور: انتشار چنین مجموعهای فقط به معنای چاپ چند داستان در کنار یکدیگر نیست.
وقتی اعضای یک پاتوق برای رسیدن به اثری مشترک تلاش میکنند، احساس تعلق بیشتری به گروه پیدا میکنند. هر فرد میداند نوشتهاش بخشی از یک فعالیت جمعی است و باید برای ارتقای کیفیت آن مسئولیت بپذیرد.
از سوی دیگر، رسیدن به مرحله انتشار میتواند انگیزه مهمی برای استمرار فعالیت نویسندگان تازهکار باشد.
البته تأکید میکنم که هدف ما چاپ کتاب به هر قیمت نیست. برای من کیفیت اثر اهمیت بیشتری دارد.
دوست دارم وقتی مجموعه منتشر شد، بتوانیم با اطمینان بگوییم داستانهای آن حاصل یک فرآیند جدی آموزشی، نقد و بازنویسی بودهاند.
داستان خوب، حاصل بازنویسیهای مکرر است
ارمغان: برای انتخاب و آمادهسازی داستانهای مجموعه مشترک چه برنامهای دارید؟
زرینپور: برنامه ما این است که هر نویسنده از میان آثارش، داستانی را انتخاب کند که بیشترین ارتباط را با آن احساس میکند و تصور میکند ظرفیت بیشتری برای تکمیل شدن دارد.
پس از آن، متن وارد مرحله بررسی و بازنویسی گروهی میشود.
ممکن است یک داستان چندین بار در جلسات خوانده و نقد شود. هر بار نویسنده فرصت دارد با فاصله گرفتن از نسخه قبلی، متن را دوباره بررسی کند و تصمیم بگیرد چه تغییراتی لازم است.
این بازنویسیها نباید صرفاً به اصلاح چند واژه یا جمله محدود شوند. گاهی ممکن است لازم باشد زاویه دید تغییر کند، بخشی از داستان حذف شود یا شخصیتها عمق بیشتری پیدا کنند.
من به این فرآیند به چشم مرحله بلوغ متن نگاه میکنم.
نویسنده باید یاد بگیرد که نسخه نخست داستان، الزاماً نسخه نهایی آن نیست. حتی گاهی مهمترین بخش نویسندگی، پس از پایان پیشنویس اول آغاز میشود.
هدف ما این است که آثار منتخب، پیش از ورود به مرحله انتشار، از نظر ساختار و زبان به کیفیت قابل قبولی رسیده باشند.
میخواهم نخستین مجموعهداستان پاتوق، نه صرفاً بهعنوان حاصل علاقه و همکاری اعضا، بلکه بهعنوان نتیجه یک فرآیند آموزشی و ادبی جدی شناخته شود.
تهدید اصلی پاتوقهای ادبی، ترس از نقد شدن است
ارمغان: از نگاه شما، مهمترین تهدید برای استمرار پاتوقهای ادبی در بجنورد چیست؟ آیا مشکلات اجرایی و کمبود امکانات را باید مانع اصلی دانست؟
زرینپور: مشکلات اجرایی میتوانند بر فعالیت هر مجموعهای تأثیر بگذارند، اما من تهدید مهمتری را در حوزه فرهنگ گفتوگو و نقدپذیری میبینم.
در بسیاری از موقعیتها، افراد میان نقد یک اثر و نقد شخصیت صاحب اثر تفاوت قائل نمیشوند.
وقتی درباره ضعفهای یک داستان صحبت میکنید، ممکن است نویسنده احساس کند خود او زیر سؤال رفته است. این برداشت، واکنش دفاعی ایجاد میکند و گاهی مانع ادامه گفتوگو میشود.
در تجربه اداره پاتوق، با مواردی روبهرو شدهام که بعضی افراد پس از دریافت نقد، از ادامه حضور در جمع منصرف شدهاند.
این موضوع نشان میدهد یادگیری داستاننویسی فقط به شناخت عناصر فنی محدود نیست؛ نویسنده باید بهتدریج ظرفیت شنیدن دیدگاههای متفاوت درباره اثر خود را نیز پیدا کند.
من با توجه به پیشینهام در روانشناسی، به این جنبه از فعالیت گروهی توجه ویژهای دارم.
جداسازی شخصیت فرد از اثری که خلق کرده، همیشه آسان نیست. بهخصوص برای نویسنده تازهکاری که ممکن است نسبت به نخستین نوشتههایش وابستگی عاطفی زیادی داشته باشد.
اما اگر قرار است فرد در نویسندگی پیشرفت کند، باید بیاموزد که نقد یک داستان، لزوماً نفی توانایی یا ارزش شخصی او نیست.
ارمغان: آیا میتوان گفت پاتوق داستاننویسی، علاوه بر آموزش ادبیات، محلی برای تمرین گفتوگو و مدارا نیز هست؟
زرینپور: بله. من پاتوق را نوعی آزمایشگاه کوچک اجتماعی میدانم.
ما در این جمع فقط درباره داستان صحبت نمیکنیم؛ در عمل، شیوه گفتوگو با یکدیگر را نیز تمرین میکنیم.
یک نفر باید یاد بگیرد نظرش را روشن، مستدل و محترمانه بیان کند. فرد دیگری باید بتواند آن نظر را بشنود، دربارهاش فکر کند و در صورت لزوم از دیدگاه خود دفاع کند.
قرار نیست همه اعضا درباره یک داستان به نتیجه یکسانی برسند. اتفاقاً تفاوت برداشتها میتواند به شناخت بهتر متن کمک کند.
آنچه اهمیت دارد، این است که اختلاف نظر به تقابل شخصی تبدیل نشود.
من از اعضا انتظار دارم بهمرور به مرحلهای برسند که نقد را فرصتی برای رشد ببینند، نه تهدیدی علیه خودشان.
به نظرم نویسندهای که نمیتواند درباره اثرش گفتوگو کند یا ضعفهای آن را بپذیرد، در مسیر رسیدن به پختگی ادبی با دشواری جدی روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل، یکی از اهداف مهم من در پاتوق، پرورش فرهنگ نقدپذیری در کنار مهارت نوشتن است.
کتابخانه؛ فرصتی برای دسترسی برابر به آموزش ادبی
ارمغان: حضور پاتوق در کتابخانه عمومی چه مزیتی نسبت به برگزاری آن در یک فضای آموزشی خصوصی دارد؟
زرینپور: یکی از مهمترین ویژگیهای کتابخانه، در دسترس بودن آن برای علاقهمندان است.
وقتی فعالیتی ادبی در کتابخانه برگزار میشود، افراد بیشتری میتوانند با آن آشنا شوند و برای حضور در جلسات تصمیم بگیرند.
برای من مهم است که علاقهمندان به نویسندگی احساس نکنند ورود به این مسیر الزاماً به امکانات خاص یا پرداخت هزینههای آموزشی وابسته است.
کتابخانه از طرفی محل دسترسی به کتاب و آثار نویسندگان مختلف است و از طرف دیگر میتواند فضایی برای گفتوگو درباره خواندهها و نوشتههای خودمان فراهم کند.
به نظرم پیوند این دو فعالیت، یعنی خواندن و نوشتن، بسیار ارزشمند است.
کسی که میخواهد داستان بنویسد، باید داستان بخواند، با شیوههای مختلف روایت آشنا شود و درباره آثار ادبی فکر کند.
حضور در کتابخانه میتواند این ارتباط را تقویت کند و به علاقهمندان یادآوری کند که نویسندگی، جدا از مطالعه و یادگیری مستمر نیست.
«با یک قلم و یک تکه کاغذ به پاتوق بیایید»
ارمغان: در پایان، به کسی که به داستاننویسی علاقه دارد اما هنوز جرئت نکرده نوشتههایش را در جمع بخواند، چه میگویید؟
زرینپور: حرف من با کسی است که شاید هنوز خودش را نویسنده نمیداند؛ کسی که در ذهنش شخصیتها و دنیاهای مختلفی میسازد، اما برای نوشتن آنها تردید دارد.
من نوشتن را یک فعالیت خلاقانه میدانم. شما با کلمات، جهانی میسازید که پیش از آن وجود نداشته است. این ویژگی، نویسندگی را برای من جذاب میکند.
برای شروع، لازم نیست همه چیز را بدانید یا از همان ابتدا داستانی بینقص بنویسید.
با یک قلم و یک تکه کاغذ به پاتوق بیایید. ما هر یکشنبه ساعت ۱۶:۳۰ در کتابخانه علامه دهخدا منتظر علاقهمندان هستیم.
در این جمع تلاش میکنیم کنار یکدیگر یاد بگیریم و به سمت بهتر نوشتن حرکت کنیم.
البته نویسندگی به صبر نیاز دارد. نباید انتظار داشت که نتیجه تلاشها خیلی زود آشکار شود.
اگر کسی واقعاً به نوشتن علاقه داشته باشد و در این مسیر استمرار نشان دهد، میتواند بهتدریج تواناییهای خود را کشف و تقویت کند.
برای من، پاتوق جایی برای شنیدن متنهایی است که شاید در شرایط دیگر فرصتی برای شنیده شدن پیدا نکنند.
اگر بپرسید چرا چنین جمعی ضروری است، پاسخ من به تجربه شخصی خودم بازمیگردد: چون حضور در یک جمع داستاننویسی به من انگیزه داد که بنویسم و ادامه بدهم.
امیدوارم این فرصت برای دیگران هم فراهم شود.
از نخستین داستان تا شکلگیری یک صدای مستقل
پاتوق داستاننویسی کتابخانه علامه دهخدا بجنورد، در روایت بهنام زرینپور، بیش از آنکه محلی برای برگزاری جلسات آموزشی باشد، فضایی برای تمرین مستمر نویسندگی است؛ تمرینی که با نوشتن آغاز میشود، در گفتوگو و نقد ادامه مییابد و با بازنویسی به مرحله تازهای میرسد.
در این نگاه، موفقیت یک پاتوق ادبی را نمیتوان تنها با تعداد جلسات برگزارشده یا کتابهای منتشرشده سنجید. توانایی حفظ انگیزه اعضا، ایجاد اعتماد میان نویسندگان و منتقدان و فراهم کردن فرصت رشد برای استعدادهای تازه نیز بخشی از دستاوردهای آن است.
زرینپور از برنامه انتشار مجموعهداستان مشترک اعضا سخن میگوید؛ برنامهای که هنوز در مرحله آمادهسازی است و قرار است بر انتخاب دقیق آثار و بازنویسیهای مکرر استوار باشد.
تحقق این هدف میتواند گامی در مسیر معرفی نویسندگان تازه باشد؛ اما آنچه در این گفتوگو برجستهتر است، تأکید بر ضرورتی بنیادی در فعالیتهای ادبی است: نویسنده برای رشد کردن، همانقدر که به فرصت نوشتن نیاز دارد، به مجال شنیده شدن و توانایی شنیدن نقد نیز محتاج است.
شاید ارزش اصلی چنین پاتوقهایی نیز همین باشد؛ اینکه پیش از انتشار نخستین کتاب، به علاقهمندان کمک کنند از نخستین تردیدها عبور کنند، نوشتههایشان را جدی بگیرند و در مسیر دشوار اما خلاقانه داستاننویسی باقی بمانند.
زمان و مکان برگزاری پاتوق: یکشنبهها، ساعت ۱۶:۳۰، کتابخانه عمومی علامه دهخدا بجنورد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
