جانفدایان خراسان؛ ایستاده برای ایران
رزمایش «جانفدایان ایران» در بجنورد، روایت سه نسل از فداکاری، امنیت و تعلق به سرزمین را در کنار نمایش توان و آمادگی نیروهای مسلح به تصویر کشید؛ از نسلی که جنگ را تجربه کرد تا جوانانی که جنگ را ندیدهاند اما میراث آن را به یاد دارند.

رزمایش «جانفدایان ایران» در بجنورد، روایت سه نسل از فداکاری، امنیت و تعلق به سرزمین را در کنار نمایش توان و آمادگی نیروهای مسلح به تصویر کشید؛ از نسلی که جنگ را تجربه کرد تا جوانانی که جنگ را ندیدهاند اما میراث آن را به یاد دارند.
بجنورد امروز فقط شاهد یک رزمایش نظامی نبود؛ خیابانهای شهر به قاب روایتی از ایران تبدیل شد؛ جایی که پیرمردان با خاطرات سالهای دفاع، جوانان با نگاه به آینده و مادران با دغدغه امنیت فرزندانشان کنار هم ایستادند تا «جانفدای ایران» را نه فقط یک عنوان، بلکه روایتی از فداکاری، مسئولیت و تعلق به سرزمین بدانند.
خبرنگار ارمغان: سه نسل در کنار هم ایستاده بودند؛ نسلی که روزهای جنگ را دیده بود، نسلی که خاطرات آن سالها را از نزدیک شنیده و نسلی که جنگ را تنها از قاب عکسها، روایت خانوادهها و کتابهای تاریخ میشناسد.
رزمایش «جانفدایان ایران» امروز سهشنبه در بجنورد با حضور مردم و نیروهای نظامی و انتظامی برگزار شد؛ رزمایشی که در کنار نمایش توان و آمادگی نیروهای مسلح، فرصتی برای روایت مفهوم امنیت، ایستادگی و تعلق به ایران بود.
اینجا خراسانشمالی بود؛ سرزمینی که خاطره فداکاری مردانش هنوز در حافظه خانوادهها و جامعه زنده است.
در میان جمعیت، پیرمردی ایستاده بود که خاطرات سالهای دفاع را به یاد داشت؛ روزهایی که جوانان بسیاری از خانههای خود رفتند و برخی دیگر بازنگشتند.
او میگوید: «آن سالها جوانهای زیادی رفتند و بعضیها برنگشتند. ما از نزدیک دیدیم که برای دفاع از کشور چه فداکاریهایی شد.»
کمی آنسوتر، جوانی ایستاده بود که جنگ را تجربه نکرده، اما روایت آن را از خانواده و تاریخ شنیده است.
او میگوید: «ما جنگ را ندیدهایم، اما نتیجه فداکاری کسانی را که برای کشورشان ایستادند، دیدهایم.»
برای این نسل، امنیت یک خاطره تاریخی نیست؛ بخشی از زندگی امروز و آیندهای است که در همین سرزمین جستوجو میشود.
در میان جمعیت، مادرانی نیز حضور داشتند؛ زنانی که امنیت برایشان تنها یک واژه نیست، بلکه آرامش فرزندانی است که هر روز راهی مدرسه و دانشگاه میشوند و آینده خود را در ایران میسازند.
همین کنار هم قرار گرفتن نسلها، تصویری متفاوت از «جانفدایان ایران» ساخت؛ نسلی که جان داد، نسلی که شاهد آن فداکاری بود و نسلی که قرار است خاطره آن را به آینده منتقل کند.
«جانفدای ایران»؛ روایتی که باید بماند
جانشین فرمانده سپاه حضرت جوادالائمه(ع) خراسانشمالی نیز در این رزمایش بر ضرورت ثبت و روایت این رخدادها تأکید کرد.
سرهنگ عباسعلی ریحانی گفت: «جانفدای ایران» امروز به برگ زرینی در تاریخ کشور تبدیل شده است و باید برای این موضوع یک کار تشکیلاتی و رسانهای شکل گیرد.
وی آگاهیبخشی را از رسالتهای اصلی رسانهها دانست و بر نقش خبرنگاران در روایت این رخدادها تأکید کرد.
ریحانی با اشاره به موقعیت جغرافیایی و راهبردی ایران اظهار کرد: کشور در نقطه اتصال تمدنها و مسیرهای مهم اقتصادی جهان قرار دارد و این موقعیت در کنار ظرفیتهای انرژی و دیگر توانمندیها، ایران را به کشوری اثرگذار در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل کرده است.
وی با اشاره به تجربه تاریخی ایران افزود: هر زمان حکومت مرکزی در کشور دچار ضعف شده و نتوانسته قدرت خود را نشان دهد، ایران مورد تعرض حکومتهای دیگر قرار گرفته است.
از خاطره دیروز تا مسئولیت امروز
جانشین فرمانده سپاه حضرت جوادالائمه(ع) خراسانشمالی همچنین دین و باورهای مردم را از دیگر عوامل دشمنی با ایران عنوان کرد و گفت انقلاب اسلامی با تکیه بر عدالت و دین شکل گرفت و همین ویژگی از ابتدا مورد توجه و مخالفت نظام سلطه بوده است.
ریحانی درباره تحولات و جنگ اخیر نیز گفت دشمن تصور میکرد در مدت سه تا پنج روز میتواند کار نظام را تمام کند، اما این محاسبات اشتباه بود.
وی افزود: جوانان و مردم ایران با حضور در میدان و لبیک به اسلام اجازه ندادند حتی ذرهای از خاک ایران در اختیار دشمن قرار گیرد.
سخنان او در کنار صحنههای رزمایش، عنوان «جانفدایان ایران» را از یک نام تشریفاتی فراتر برد و آن را به روایتی درباره آمادگی، انسجام و مسئولیتپذیری نسلهای امروز پیوند زد.
بجنورد؛ قاب کوچکی از ایران
اما روایت این روز فقط در سخنان مسئولان خلاصه نشد.
پرچمهایی که در دست مردم بود، نگاه جوانان، حضور خانوادهها و چهره پیرمردانی که سالهای سخت را به یاد داشتند، هر کدام بخشی از داستان این روز بودند.
بجنورد در این روز تصویری کوچک از ایران بود؛ ایرانی که خاطرات تلخ جنگ را پشت سر گذاشته، اما مفهوم دفاع از سرزمین و حفظ امنیت را در حافظه جمعی خود زنده نگه داشته است.
سه نسل در کنار یکدیگر ایستاده بودند؛ یکی از گذشته میگفت، دیگری از امروز و دیگری چشم به فردا داشت.
شاید معنای «جانفدای ایران» همین پیوند باشد؛ اینکه نام و خاطره کسانی که برای این سرزمین از خود گذشتند، در هیاهوی روزمرگی گم نشود و هر نسل، روایت ایستادگی نسل پیش از خود را به نسل بعد بسپارد.
خیابانهای بجنورد برای ساعتی به صحنهای تبدیل شد که در آن گذشته و آینده در کنار یکدیگر ایستادند؛ پیرمردی با خاطرات روزهای دفاع، جوانی با پرسشهای فردا و مادری با نگرانی برای آینده فرزندانش.
و در میان همه این تصویرها، یک نام بیش از همه تکرار شد: ایران؛ سرزمینی که برای مردمش تنها یک جغرافیا نیست، بلکه خانهای است که امنیت، آرامش و آینده آن با زندگی میلیونها انسان گره خورده است.
رزمایش «جانفدایان ایران» در بجنورد، روایت همین پیوند بود؛ روایتی از مردمانی که میخواهند خاطره فداکاری دیروز، چراغ مسئولیت امروز و امید فردا باشد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
