ارمغان خراسان شمالی

جستجو در اخبار

عنوان یا واژه‌ای از خبر را بنویسید.

یادداشت

وقتی پوستر جشنواره، روایت نمی‌کند؛ فقط عناصر را کنار هم می‌چیند

نقد تخصصی پوستر «جشنواره فیلم کوتاه و عکس روستا و عشایر»؛ بررسی این موضوع که آیا طراحی بصریِ این رویدادِ ملی، استانداردهای یک اثر مفهومی و بین‌المللی را رعایت کرده است یا در دامِ کلیشه‌های اداری و بنرهای بیلان‌محور افتاده است؟

ممهدی جنتیسردبیر،

وقتی پوستر جشنواره، روایت نمی‌کند؛ فقط عناصر را کنار هم می‌چیند

پوستر یک جشنواره هنری، صرفاً ابزاری برای اعلام نام، زمان و مکان یک رویداد نیست؛ بخشی از هویت آن جشنواره است و باید پیش از آنکه اطلاعات را منتقل کند، جهان فکری و زیبایی‌شناختی رویداد را به مخاطب معرفی کند. از این منظر، پوستر «جشنواره فیلم کوتاه و عکس روستا و عشایر کشور» را می‌توان از سه منظر محتوا، ترکیب‌بندی و پیام‌رسانی مورد بررسی قرار داد؛ به‌ویژه اگر این رویداد قرار است در سطح ملی تعریف شود و چشم‌انداز بین‌المللی داشته باشد.

۱. محتوا؛ میان «روستا» و «رسانه» چه نسبتی برقرار شده است؟

نخستین مسئله، نحوه مواجهه پوستر با دو مؤلفه اصلی جشنواره است: «روستا و عشایر» به‌عنوان موضوع و «فیلم و عکس» به‌عنوان رسانه.

پوستر می‌کوشد با کنار هم قرار دادن عناصر بصری مرتبط با این دو حوزه، موضوع جشنواره را توضیح دهد؛ اما این تلاش در نهایت بیشتر به یک ترکیب کولاژگونه شباهت پیدا کرده تا یک ایده گرافیکی منسجم.

تصویر روستا، عناصر مرتبط با فیلم و عکاسی، قاب‌های تصویری و دوربین، هر یک به‌تنهایی قابل فهم‌اند؛ اما پرسش اصلی این است که این عناصر در کنار یکدیگر چه معنای تازه‌ای تولید می‌کنند؟

یک پوستر حرفه‌ای در سطح جشنواره، صرفاً نباید بگوید «فیلم داریم، عکس داریم و روستا داریم». انتظار می‌رود میان این عناصر یک ایده مرکزی شکل بگیرد؛ ایده‌ای که مخاطب بتواند آن را حتی پیش از خواندن متن پوستر دریافت کند.

از این منظر، مهم‌ترین خلأ پوستر، نبود یک «مفهوم مرکزی» قابل تشخیص است.

۲. مسئله «هزار و یک روایت»؛ عنوانی که در تصویر دیده نمی‌شود

اگر «هزار و یک روایت» به‌عنوان ایده یا شعار جشنواره مطرح شده باشد، انتظار می‌رود مفهوم روایت در ساختار بصری پوستر نیز حضور داشته باشد.

اما در طراحی موجود، نشانه مشخصی از تکثر روایت‌ها، چندصدایی، روایت‌گری یا مواجهه‌های متفاوت با زندگی روستایی و عشایری دیده نمی‌شود.

تصویر غالب، بیشتر یک برداشت کلی و آشنا از روستا ارائه می‌دهد؛ تصویری که می‌تواند برای معرفی یک منطقه گردشگری، یک رویداد فرهنگی یا حتی یک بروشور معرفی روستا نیز استفاده شود.

اینجا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود:

اگر نام جشنواره حذف شود، آیا مخاطب می‌تواند از روی زبان بصری پوستر بفهمد که با یک جشنواره فیلم و عکس و نه صرفاً یک رویداد فرهنگی یا گردشگری مواجه است؟

پاسخ به این پرسش، معیار مهمی برای سنجش میزان موفقیت هویت بصری اثر است.

۳. ترکیب‌بندی؛ کولاژ به جای یکپارچگی

از منظر ترکیب‌بندی، تعدد عناصر تصویری الزاماً به معنای غنای بصری نیست. زمانی که هر عنصر با زبان تصویری متفاوتی وارد اثر شود، خطر ازهم‌گسیختگی افزایش پیدا می‌کند.

در این پوستر نیز برخی عناصر بیش از آنکه در یک نظام بصری واحد حل شده باشند، در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

نمونه قابل توجه، دوربین عکاسی در بخش پایینی پوستر است. این عنصر با کیفیت و جنس تصویری متفاوتی نسبت به سایر اجزای تصویر وارد ترکیب شده و از نظر نور، بافت و منطق تصویری، ارتباط کاملاً یکدستی با فضای اصلی برقرار نمی‌کند.

در نتیجه، دوربین به جای آنکه بخشی از ایده بصری باشد، بیشتر به‌عنوان یک نشانه توضیحی عمل می‌کند: «این رویداد با عکاسی هم ارتباط دارد.»

این تفاوت مهمی است میان طراحی کردن یک مفهوم و اضافه کردن نمادهای مرتبط با مفهوم.

۴. هویت بصری؛ پوستر چقدر صاحب امضاست؟

یکی از معیارهای مهم در طراحی پوسترهای جشنواره‌ای، قابلیت تشخیص و به‌یادماندنی بودن آن‌هاست.

پوستر یک رویداد مهم باید بتواند در میان ده‌ها پوستر فرهنگی و هنری، هویت مستقل خود را حفظ کند. این هویت معمولاً از ترکیب مشخصی از تایپوگرافی، رنگ، فرم، تصویرسازی و یک ایده مرکزی شکل می‌گیرد.

در پوستر مورد بحث، عناصر متعددی وجود دارند، اما «امضای بصری» قدرتمندی که بتواند آن را از سایر پوسترهای رویدادهای فرهنگی متمایز کند، به‌سادگی قابل تشخیص نیست.

به بیان دیگر، پوستر اطلاعاتی درباره جشنواره می‌دهد، اما هنوز به یک نشانه متمایز برای خود جشنواره تبدیل نشده است.

۵. پیام‌رسانی؛ مخاطب داخلی و مخاطب بین‌المللی

اگر این جشنواره صرفاً برای مخاطب محلی طراحی شده باشد، استفاده از نشانه‌های مستقیم و توصیفی می‌تواند تا حدی قابل دفاع باشد؛ اما وقتی از سطح ملی یا حتی ظرفیت بین‌المللی صحبت می‌شود، مسئله متفاوت است.

زبان بصری بین‌المللی الزاماً به معنای حذف عناصر بومی نیست. اتفاقاً یک طراحی موفق می‌تواند عمیقاً ایرانی و بومی باشد و در عین حال برای مخاطب غیرایرانی نیز قابل فهم و جذاب باشد.

مسئله این پوستر، «ایرانی بودن» آن نیست؛ مسئله این است که بخش مهمی از هویت آن به نشانه‌های مستقیم و آشنایی وابسته است، نه به یک ایده بصری قابل انتقال.

برای مخاطبی که با فرهنگ روستا و عشایر ایران آشنایی ندارد، پوستر چه چیزی را روایت می‌کند؟ آیا او با یک جهان فرهنگی مواجه می‌شود یا صرفاً تصویری زیبا از یک فضای روستایی می‌بیند؟

این تمایز برای یک جشنواره با چشم‌انداز بین‌المللی اهمیت دارد.

۶. لوگوها؛ اطلاعات ضروری یا غلبه ساختار اداری؟

یکی از نقاط قابل تأمل، تعداد و نحوه حضور نشان‌های سازمانی در بخش پایینی پوستر است.

لوگوها برای معرفی حامیان، متولیان و برگزارکنندگان ضروری‌اند، اما وقتی تعداد آن‌ها زیاد شود یا وزن بصری قابل توجهی پیدا کند، می‌تواند سلسله‌مراتب اطلاعاتی پوستر را تحت تأثیر قرار دهد.

در یک پوستر جشنواره‌ای، مخاطب ابتدا باید با نام و هویت جشنواره مواجه شود، سپس اطلاعات ضروری رویداد را دریافت کند و در نهایت به اطلاعات سازمانی و حامیان برسد.

اگر نشان‌های سازمانی در رقابت با هویت اصلی اثر قرار بگیرند، پوستر از یک محصول فرهنگی ـ هنری به سمت ساختار یک «بنر اطلاع‌رسانی سازمانی» حرکت می‌کند.

در اینجا مسئله حذف لوگوها نیست؛ مسئله مدیریت سلسله‌مراتب بصری است.

۷. آیا این پوستر در اندازه یک جشنواره ملی است؟

پاسخ به این پرسش را نباید با معیار «زیبا یا زشت» داد. پوستر ممکن است از نظر سلیقه‌ای برای گروهی جذاب باشد و برای گروهی دیگر نباشد. مسئله حرفه‌ای‌تر این است که آیا طراحی توانسته اهداف ارتباطی و هویتی یک جشنواره را محقق کند یا خیر.

از این منظر، مهم‌ترین چالش پوستر، فاصله میان موضوع مهم جشنواره و زبان بصری نسبتاً مستقیم و توصیفی آن است.

جشنواره‌ای که قرار است روایت‌های روستا و عشایر را از طریق فیلم و عکس بازتاب دهد، ظرفیت بسیار گسترده‌ای برای خلق یک زبان بصری خلاقانه دارد: روایت، حافظه، حرکت، کوچ، جغرافیا، زندگی، انسان، طبیعت، قاب، نگاه و حتی مفهوم «هزار و یک روایت» می‌توانستند به عناصر یک ایده گرافیکی تبدیل شوند.

اما وقتی این مفاهیم صرفاً به مجموعه‌ای از تصاویر و نشانه‌های مستقیم تقلیل پیدا می‌کنند، بخشی از ظرفیت هنری موضوع از دست می‌رود.

جمع‌بندی؛ مسئله، «زیبایی» نیست، مسئله «هویت» است

نقد اصلی به این پوستر را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:

پوستر بیش از آنکه یک جهان بصری مستقل برای جشنواره بسازد، تلاش می‌کند موضوع جشنواره را توضیح دهد.

این دو رویکرد تفاوت اساسی دارند.

در رویکرد نخست، پوستر به بخشی از هویت هنری جشنواره تبدیل می‌شود؛ مخاطب با دیدن آن، با یک ایده، حس یا جهان روایی مواجه می‌شود.

در رویکرد دوم، پوستر عمدتاً وظیفه اطلاع‌رسانی دارد و با کنار هم گذاشتن نشانه‌های مرتبط، موضوع رویداد را توضیح می‌دهد.

اگر هدف، صرفاً اطلاع‌رسانی درباره برگزاری یک جشنواره باشد، چنین رویکردی می‌تواند کارکرد خود را ایفا کند. اما اگر قرار است پوستر نماینده یک جشنواره ملی و دارای چشم‌انداز بین‌المللی باشد، انتظار می‌رود طراحی از سطح «توصیف موضوع» عبور کند و به سمت مفهوم‌پردازی، هویت‌سازی و خلق یک زبان بصری متمایز حرکت کند.

در نهایت، اعتبار یک جشنواره فقط با تعداد آثار، مهمانان یا عنوان‌های بزرگ ساخته نمی‌شود؛ هویت بصری نیز بخشی از اعتبار فرهنگی آن است. پوستر، نخستین مواجهه بسیاری از مخاطبان با جشنواره است و اگر قرار باشد این رویداد در سطح ملی و بین‌المللی دیده شود، طراحی آن نیز باید بتواند به همان زبان سخن بگوید؛ زبانی که در عین وفاداری به فرهنگ روستا و عشایر ایران، از کلیشه‌های تصویری و ساختارهای صرفاً اداری فاصله بگیرد و برای «روایت» یک هویت بصری خلق کند.

«شما چه فکر می‌کنید؟ آیا پوسترهای جشنواره‌های ملی توانسته‌اند بازتابنده‌ی واقعیِ هنر و فرهنگِ اصیل باشند یا در کلیشه‌های اداری متوقف شده‌اند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.»

یادداشت‌های پیشین

یادداشت‌های دیگر

یادداشت

دل تنگ گذشته

در روزهای بسیار سختی که بر مردم کشور می‌گذرد، تنها چیزی که کمتر به چشم می‌خورد زندگی است و دل‌ها برای ایامی که گذشت دل تنگ می شود .

علی محمد جهانی، ۹ مهر ۱۴۰۵
یادداشت

از «فقرِ هویت بصری» تا «بحران مدیریت تولید»؛ نقدِ یک جشنواره‌یِ «ویترینی»

انتقاد از سهمِ ناچیزِ هنرمندانِ خراسان شمالی در جشنواره‌یِ «هزار و یک روایت»، نه یک گلایه از هنرمندان، که اعترافی تلخ به «بحرانِ مدیریتِ فرهنگی» است؛ واکاویِ گذار از «تولیدِ اصیل» به «ویترینِ اداری».

مهدی جنتی، ۴ مهر ۱۴۰۵
یادداشت

توسعه از کالبد تا هویت؛ گذار خراسان‌شمالی از «رکودِ ظرفیت‌ها» به «اقتصادِ دانایی‌محور»

«این سرمقاله با واکاوی وضعیت توسعه در خراسان‌شمالی، گذار از “توسعه کالبدی” به “توسعه مبتنی بر دانایی و هویت” را به عنوان تنها راه برون‌رفت از رکود ظرفیت‌ها تبیین می‌کند. “ارمغان” در این شماره، با نقد مدیریت فرهنگی و صنعتی، بر ضرورت پیوند میان زیرساخت‌های مدرن و سرمایه‌های اجتماعی برای دستیابی به توسعه‌ای پایدار و منسجم تأکید می‌ورزد.»

مهدی جنتی، ۴ مهر ۱۴۰۵