فراتر از خاکستری؛ رنگ به عنوان زبانِ روایتگرِ هویتِ شهری
سوتیتر: چرا شهرهای ما در یکنواختیِ خاکستری اسیر شدهاند؟ بازخوانیِ جایگاه رنگ در شهرسازیِ ایرانی به مثابهی ابزاری برای احیای هویت.

در دنیای مدرنِ امروز، بسیاری از شهرهای ما قربانیِ «بیهویتیِ بصری» شدهاند. ساختمانهایی که صرفاً با مصالحِ خام و رنگهای خنثی ساخته شدهاند، فضایی خاکستری و سرد را پیش روی شهروندان قرار دادهاند؛ فضایی که گویی هیچ حرفی برای گفتن ندارد. اما شهرسازی ایرانی، رویکردی کاملاً متفاوت را پیش روی ما میگذارد؛ رویکردی که در آن «رنگ» نه یک تزئینِ جانبی یا سلیقهای، بلکه حاملِ معنا، شخصیت و روحِ فضاست.
بزرگترین خطایِ برنامهریزانِ شهری در دهههای اخیر، خلطِ مبحث میان «هماهنگی» و «یکسانی» بوده است. تصور بر این بوده که برای رسیدن به یک شهرِ منضبط، باید همه چیز را در یک طیف رنگیِ محدود نگه داشت. اما میراثِ هنرِ ایرانی به ما میآموزد که «وحدت» نه از طریقِ همسانسازی، بلکه از طریقِ «هماهنگی میان عناصر متنوع» حاصل میشود. همانگونه که در کاشیکاریهای سنتی، تضادِ رنگها در کنار یکدیگر، یک کلیتِ واحد و چشمنواز میسازد، شهر نیز برای سرزنده بودن، نیازمندِ رنگآمیزیِ استراتژیک است.
رنگ در طراحی محیطی، ابزاری برای «سرزندگی فضایی» است. رنگها به فضایِ زندگی شخصیت میبخشند و محیطهای خنثی را به مکانهایی برای «مکث» و «تعامل» تبدیل میکنند. وقتی شهروند در پیادهراه یا فضایی قدم میگذارد که رنگها در آن با وسواس و دانشِ بصری چیده شدهاند، حسِ تعلقِ او به محیط تقویت میشود. این یعنی رنگ، مستقیماً با «کیفیتِ انسانی» در شهرسازی گره خورده است.
بنابراین، راهکار پیشِ رو برای مدیریت شهریِ ما، از جمله در بجنورد، تغییرِ پارادایم از «ساختوسازِ صرف» به «طراحیِ محیطیِ هوشمند» است. ما نیاز داریم تا در تدوینِ ضوابطِ سیما و منظرِ شهری، رنگ را به عنوان یک «مؤلفهی هویتی» به رسمیت بشناسیم. این بدین معنا نیست که شهر را بیمحابا رنگآمیزی کنیم؛ بلکه باید با تکیه بر اصولِ هنرِ ایرانی، همنشینیِ رنگها را به گونهای سامان دهیم که محیط، از یکنواختیِ کلافهکننده فاصله بگیرد.
زمان آن رسیده است که مسئولانِ شهری و طراحانِ منظر، رنگ را به عنوان بخشی از «زبانِ شهر» بپذیرند. شهری که نتواند با زبانِ رنگ، با شهروندانش حرف بزند، محکوم به انزوا و بیهویتی است. رنگها میتوانند مرزهای سردِ کالبدی را بشکنند و شهری بسازند که شهروند نه تنها در آن «حضور»، بلکه «زیست» داشته باشد.
سید محسن موسوی
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
