روز جهانی دختر!
در روز جهانی دختر، با بازخوانی بیت مشهور فردوسی، به بازتعریف مفهوم «گرامی داشتن» میپردازیم؛ گذار از دوست داشتنِ تصویری از فرزند به پذیرش هستیِ مستقل او، و گذار از کنترلگری به احترام به حقِ بالیدن.

روز جهانی دختر!
«چو فرزند را باشد آیین و فرّ / گرامی به دل بَر، چه ماده چه نر»
طنینِ مترقی و نجیب و انسانی از این بیت شاهنامه به گوش میرسد که فراتر از سفارشی ساده در برابری ارج و ارزش دختر با پسر است. حکیم فردوسی انگار میخواهد معیارِ گرامی داشتن را از نو تعریف کند: فرزند را نه به سبب جنسیتش، نه به اعتبار نام و نژاد و نسبش، که به آیین و فرّش باید گرامی داشت؛ به منش و فروغی که در وجود اوست. فرّ و فروغی که البته در اثر مهیا ساختن امکانهای رشد و شکفتن، حاصل میشود.
روز دختر، فرصتی است تا به پرسشهایی اساسی در نسبت با فرزندانمان بیندیشیم. از جمله این پرسش، که آیا فرزندان خود را آنگونه که هستند دوست میداریم، یا آنگونه که میخواهیم باشند؟ چهبسا دوست داشتنِ فرزند، بیآنکه بدانیم، به صورتی از تصاحب بدل شود؛ میخواهیم شبیه ما بیندیشد، آرزوهای ناکام ما را به انجام برساند، از مرزهایی که برایش کشیدهایم فراتر نرود و چنان زندگی کند که ما بتوانیم به او افتخار کنیم. در این میان، گاه آنچه دوست میداریم نه خودِ فرزند، بل تصویری است که از او ساختهایم.
از این منظر اگر بنگریم، بیت فردوسی را میتوان دعوتی به رها شدن از این تملک خاموش دانست. گرامی داشتن فرزند، یعنی برای او ارزشی مستقل از خواستهها و پسندهای خودمان قائل باشیم؛ بپذیریم که او، پیش از آنکه فرزند ما باشد، انسانی است با جان و جهان ویژهٔ خویش. وظیفهٔ ما شاید بیش از آنکه ساختن او به سلیقهٔ خودمان باشد، فراهم آوردن فرصتی است تا بتواند خویشتن و جهان اطرافش را بشناسد و بسازد.
این سخن، بهویژه دربارهٔ دختران، معنایی دیگر هم پیدا میکند. جامعهای که دختر را به سبب دختر بودنش محدود میکند، تنها تواناییهای او را نادیده نمیگیرد؛ بلکه از پیش، گویی برای نابودی زندگی او تصمیم میگیرد. رهایی از این نگاه، صرفاً با ستایش دختران در یک روز سال به دست نمیآید. باید از خود بپرسیم در خانه، مدرسه و جامعه، تا چه اندازه حق انتخاب، اندیشیدن و متفاوت بودن را برای آنان به رسمیت میشناسیم.
بزرگترین ادای احترام به دختران، این نیست که تنها در یک روز از ارزش و جایگاهشان سخن بگوییم؛ بلکه این است که هر روز، اندکی از میل خود به کنترل زندگی آنان بکاهیم. گاهی مهر، نه در نزدیکتر نگه داشتن دیگری، که در به رسمیت شناختن فاصلهای است که برای بالیدن نیاز دارد.
ایرج رضایینوزدهم مهرماه ۱۴۰۵
