وقتی مدیر استاندارد، پیش از جریمه به آموزش و پیش از برخورد به اصلاح فکر میکند
رویکرد پیشگیرانه در استاندارد، با اولویت آموزش، آگاهیبخشی و فرصت اصلاح، در کنار برخورد قاطع با تخلف، میتواند به ارتقای کیفیت تولید، حمایت از تولیدکنندگان بومی و صیانت از حقوق مصرفکنندگان کمک کند.
استاندارد؛ از زبانِ برخورد تا فرهنگِ پیشگیری
وقتی مدیر استاندارد، پیش از جریمه به آموزش و پیش از برخورد به اصلاح فکر میکند
یادداشت سردبیر هفتهنامه ارمغان
بعضی دیدارها، فراتر از یک تبریک مناسبتی، فرصتی برای شناخت یک نگاه مدیریتی است؛ نگاهی که میتواند تعریف ما را از یک دستگاه اجرایی تغییر دهد. دیدار با دکتر سید مهدی حسینی، مدیرکل استاندارد خراسان شمالی، به مناسبت روز ملی استاندارد، برای ما در هفتهنامه «ارمغان خراسان شمالی» از همین جنس بود؛ گفتوگویی که در دفتر مدیرکل استاندارد و با حضور دکتر علیمحمد جهانی، مدیرمسئول، و این جانب، مهدی جنتی، سردبیر نشریه ارمغان خراسان شمالی، انجام شد و محور اصلی آن، فراتر از شرح وظایف سازمانی، به یک پرسش اساسی رسید: آیا استاندارد قرار است فقط تخلف را کشف و با آن برخورد کند، یا باید پیش از وقوع تخلف، زمینه اصلاح و ارتقای کیفیت را فراهم آورد؟
از خلال سخنان دکتر حسینی، پاسخ روشن بود: نظارت ضروری است، اما نظارت بهتنهایی کافی نیست. استاندارد زمانی بیشترین اثر خود را بر زندگی مردم میگذارد که از جایگاه یک الزام اداری فراتر برود و به دانشی عمومی، ضرورتی اقتصادی و فرهنگی پایدار تبدیل شود.
پیشگیری، پیش از جریمه
در نگاه متعارف، نام استاندارد اغلب با بازرسی، اخطار، جریمه و برخورد با واحدهای متخلف همراه است. این بخش از مأموریت سازمان استاندارد انکارناپذیر است؛ زیرا کیفیت محصولات و خدمات، مستقیماً با حقوق مردم و ایمنی مصرفکنندگان ارتباط دارد. بااینحال، اگر تمام ظرفیت یک دستگاه نظارتی صرف کشف خطا و مجازات متخلف شود، بخش مهمی از مأموریت آن مغفول میماند: جلوگیری از شکلگیری خطا.
نکته برجسته در دیدگاه دکتر حسینی، تأکید بر رویکردی ایجابی، آموزشی و ترویجی است. او در مصاحبه، از تلاش برای تبدیل وضعیت نامطلوب به وضعیتی بهتر سخن میگوید؛ از اینکه تولیدکننده باید مسیر درست را بشناسد و فرصت اصلاح داشته باشد و دستگاه مسئول نیز به جای اکتفا به برخورد، در هدایت او به سوی رعایت استاندارد نقشآفرینی کند.
این رویکرد به معنای چشمپوشی از تخلف نیست. اتفاقاً مرز میان حمایت و اغماض باید روشن باشد: جایی که حقوق مردم در معرض تضییع قرار میگیرد، برخورد قانونی ضرورت دارد؛ اما در کنار آن، آموزش، اطلاعرسانی و پیشگیری میتواند شمار خطاها را کاهش دهد و هزینه رعایت استاندارد را برای تولیدکننده پایین بیاورد. تفاوت در این است که نظارتِ صرف، تخلف را میبیند؛ مدیریت پیشگیرانه میکوشد مانع شکلگیری آن شود.
تولیدکننده؛ طرف گفتوگو، نه صرفاً موضوع بازرسی
یکی از محورهای مهم سخنان مدیرکل استاندارد خراسان شمالی، توجه به وضعیت واحدهای تولیدی استان بود. او از بازدیدهای میدانی، پیگیری مشکلات تولیدکنندگان، برگزاری نشستهای آموزشی و تلاش برای کاهش موانع اداری سخن گفت؛ اقداماتی که در صورت استمرار و ارزیابی دقیق، میتوانند ارتباط میان دستگاه نظارتی و بخش تولید را از رابطهای یکسویه به تعاملی سازنده تبدیل کنند.
تولیدکننده برای بهبود کیفیت، به شناخت دقیق الزامات، دسترسی به راهنمایی تخصصی و امکان اصلاح فرایندها نیاز دارد. اگر سازمان استاندارد بتواند پیش از تبدیل یک نقص به تخلف، زمینه آگاهی و اصلاح را فراهم کند، هم کیفیت محصول ارتقا مییابد و هم احتمال تحمیل هزینههای ناشی از مردودی، توقف تولید یا برخورد قانونی کاهش پیدا میکند.
البته حمایت از تولید نباید به نادیده گرفتن معیارها تعبیر شود. تولید داخلی زمانی شایسته حمایت پایدار است که بتواند اعتماد مصرفکننده را به دست آورد. وظیفه دستگاه استاندارد نیز آن است که در کنار کمک به تولیدکننده برای بهبود محصول، از حقوق مردم و ضرورت رعایت الزامات فنی پاسداری کند. حمایت واقعی، پایین آوردن معیار کیفیت نیست؛ کمک به تولیدکننده برای رسیدن به آن معیارهاست.
کیفیت استان را باید دید و به جامعه معرفی کرد
در بخش دیگری از مصاحبه، دکتر حسینی به نتایج فعالیت واحدهای تولیدی خراسان شمالی در ارزیابیهای استانی و ملی اشاره کرد. او از وجود هشت واحد نمونه استانی و یک واحد نمونه ملی سخن گفت و این دستاوردها را نشانهای از ظرفیت تولیدکنندگان استان دانست. همچنین به برنامهریزی، آموزش و هدفگذاری برای بهبود عملکرد واحدها اشاره کرد.
اهمیت این موضوع تنها در کسب عنوان یا دریافت تقدیرنامه نیست. معرفی واحدهای موفق میتواند الگویی عملی برای دیگر تولیدکنندگان ایجاد کند؛ الگویی که نشان دهد ارتقای کیفیت، حتی در استانی با شمار محدودتری از واحدهای صنعتی، امکانپذیر است.
در این میان، رسانهها نیز میتوانند نقشی فراتر از انتشار خبرهای مناسبتی ایفا کنند. بازتاب تجربه واحدهای موفق، معرفی محصولات باکیفیت، طرح مشکلات واقعی تولیدکنندگان و پیگیری راهحلها، به ایجاد فضای رقابت سالم کمک میکند. وقتی کیفیت دیده شود، تولیدکننده برای بهتر شدن انگیزه بیشتری پیدا میکند و مصرفکننده نیز با شناخت دقیقتری تصمیم میگیرد.
تأکید مدیرکل استاندارد بر همراهی رسانهها، از همین منظر قابل توجه است: رسانه میتواند پل ارتباطی میان دانش تخصصی سازمان، نیازهای تولیدکننده و حقوق مصرفکننده باشد؛ به شرط آنکه اطلاعرسانی، دقیق، مستند و به دور از تبلیغات غیرمسئولانه انجام شود.
حمایت از تولید داخلی؛ با معیار کیفیت
یکی از نکات قابل تأمل در این گفتوگو، تأکید بر ظرفیت محصولات تولیدی استان و ضرورت حمایت از آنها بود. دکتر حسینی با اشاره به برخی واحدهای تولیدی، از امکان ارتقای برندهای محلی و حضور پررنگتر آنها در بازار سخن گفت.
حمایت از تولید داخلی، زمانی به نتیجه پایدار میرسد که میان تولیدکننده، نهادهای مسئول، رسانه و مصرفکننده پیوندی مبتنی بر اعتماد برقرار شود. مصرفکننده باید بداند محصولی که میخرد از چه سطحی از کیفیت برخوردار است؛ تولیدکننده نیز باید اطمینان داشته باشد که رعایت کیفیت و سرمایهگذاری برای بهبود محصول، در بازار دیده میشود.
از این منظر، استاندارد فقط ابزاری برای کنترل محصول نهایی نیست؛ بخشی از زیرساخت رقابت اقتصادی است. محصول باکیفیت میتواند اعتماد بازار را جلب کند، زمینه توسعه برند را فراهم آورد و راه ورود به بازارهای بزرگتر را هموار سازد. اما این مسیر، بدون استمرار کیفیت، شفافیت در ارزیابی و اطلاعرسانی مسئولانه ممکن نخواهد بود.
مردم؛ از مصرفکننده منفعل تا مطالبهگر آگاه
شاید یکی از مهمترین بخشهای این مصاحبه، تأکید دکتر حسینی بر ضرورت آگاهسازی مردم بود. او به موضوعاتی مانند شناخت عیار طلا، توجه به کدها و نشانههای استاندارد و همچنین دقت در صحت عملکرد ترازوها و باسکولها اشاره کرد و خواستار افزایش آگاهی عمومی و اطلاعرسانی درباره حقوق مصرفکنندگان شد.
این نگاه، جایگاه مردم را در نظام استاندارد تغییر میدهد. شهروند آگاه، صرفاً دریافتکننده کالا و خدمات نیست؛ او میتواند کیفیت را مطالبه کند، نشانههای استاندارد را بشناسد و در صورت مشاهده ایراد، موضوع را از مسیرهای قانونی پیگیری کند.
چنین مشارکتی، نظارت را از فعالیتی محدود به بازرسان و کارشناسان، به مسئولیتی مشترک میان دستگاه تخصصی و جامعه تبدیل میکند. البته مسئولیت اصلی کنترل و اجرای قانون همچنان بر عهده مراجع ذیصلاح است؛ اما آگاهی عمومی میتواند به شناسایی سریعتر مشکلات و افزایش اثربخشی نظارت کمک کند.
در واقع، آموزش عمومی نهتنها کار مردم را آسانتر میکند، بلکه مسئولیت دستگاه استاندارد را نیز دقیقتر و سنگینتر میسازد؛ زیرا با افزایش آگاهی جامعه، مطالبه کیفیت جدیتر میشود و پاسخگویی نیز باید متناسب با آن ارتقا یابد.
سرمایهگذاری بر آیندهای که امروز دیده نمیشود
در گفتوگو با دکتر حسینی، نکته دیگری نیز جلب توجه میکرد: توجه به اقداماتی که نتیجه آنها ممکن است فوری و نمایان نباشد، اما در بلندمدت بر کیفیت زندگی و توسعه اقتصادی اثر بگذارد. آموزش، فرهنگسازی، ترویج استاندارد و پرورش تولیدکننده مسئولیتپذیر، از همین جنس فعالیتها هستند.
نتیجه بازرسی را میتوان در یک گزارش ثبت کرد؛ تخلفی را میتوان در یک پرونده پیگیری کرد و جریمهای را میتوان در یک بازه زمانی مشخص اعمال کرد. اما اثر آموزش، گاه سالها بعد در رفتار یک تولیدکننده، انتخاب یک مصرفکننده یا شکلگیری یک کسبوکار موفق نمایان میشود.
به همین دلیل، ارزیابی عملکرد دستگاه استاندارد نباید تنها بر تعداد بازرسیها، پروندهها و برخوردها تکیه کند. در کنار این شاخصها، باید میزان کاهش تخلفات تکرارشونده، بهبود کیفیت محصولات، ارتقای دانش تولیدکنندگان، افزایش آگاهی مردم و رشد اعتماد عمومی نیز مورد توجه قرار گیرد.
البته چنین رویکردی زمانی قابل سنجش خواهد بود که آموزشها هدفمند باشند، نتایج آنها ارزیابی شود و آمار عملکرد بهصورت شفاف در اختیار جامعه قرار گیرد. نگاه پیشگیرانه، جایگزین پاسخگویی نیست؛ بلکه باید به افزایش اثربخشی و پاسخگویی دقیقتر منجر شود.
استاندارد؛ فرهنگِ رعایت حق مردم
در نهایت، آنچه از این دیدار و گفتوگو بیش از هر چیز به چشم میآید، پیوند میان استاندارد و حقوق مردم است. دکتر حسینی در سخنان خود بارها به این نکته بازگشت که تولید باید ادامه یابد، اما حقوق مصرفکننده نباید تضییع شود. این همان نقطهای است که حمایت از تولید، نظارت قانونی و مسئولیت اجتماعی به یکدیگر میرسند.
برای خراسان شمالی، با ظرفیتهای تولیدی و صنعتی موجود، توسعه فرهنگ استاندارد میتواند بخشی از مسیر تقویت تولید، افزایش اعتماد بازار و بهبود کیفیت زندگی باشد. تحقق این هدف نیز به همکاری دستگاههای اجرایی، تولیدکنندگان، رسانهها و مردم نیاز دارد.
دیدار ما در هفتهنامه «ارمغان» با مدیرکل استاندارد خراسان شمالی، به مناسبت روز ملی استاندارد، یادآور یک اصل مهم بود: استاندارد زمانی در زندگی روزمره مردم ریشه میدواند که از پشت میزهای اداری و فضای بازرسی فراتر برود و به زبان آموزش، گفتوگو، پیشگیری و مسئولیتپذیری سخن بگوید.
جامعهای که پیش از تخلف، آموزش میدهد؛ پیش از جریمه، فرصت اصلاح فراهم میکند؛ و در کنار حمایت از تولید، از حق مردم کوتاه نمیآید، میتواند استاندارد را از یک الزام اداری به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل کند.
