ارمغان خراسان شمالی

جستجو در اخبار

عنوان یا واژه‌ای از خبر را بنویسید.

یادداشت

توسعه‌ای که از مردم آغاز می‌شود

«این یادداشت با نقد رویکرد “پروژه‌محور” به توسعه، استدلال می‌کند که چالش اصلی خراسان شمالی نه کمبود منابع یا ظرفیت، بلکه ناتوانی در تبدیل این داشته‌ها به فرصت‌های پایدار است. نویسنده با تبیین نقش فرهنگ به‌عنوان “زیرساخت نامرئی”، بر ضرورتِ گذار از نگاه کمی به توسعه، به‌سوی الگوی “انسان‌محور” تأکید می‌ورزد. در این نوشتار، ضمن بررسی پیوند میان هویت، مشارکت اجتماعی و ماندگاری نسل جوان، راهکار برون‌رفت از وضعیت موجود، تغییر پرسش‌های بنیادی در برنامه‌ریزی و فعال‌سازی شبکه نخبگان استان دانسته شده است تا توسعه از یک فهرست آماری، به تجربه‌ای زیسته و متعلق به مردم تبدیل شود.»

ممهدی جنتیسردبیر،

توسعه‌ای که از مردم آغاز می‌شود

در خراسان شمالی کمبود «ظرفیت» نداریم؛ کمبود، در جای دیگری است: در تبدیل ظرفیت به فرصت.

سال‌هاست از تاریخ و فرهنگ، طبیعت و گردشگری، مرز و نیروی انسانی، روستا و سرمایه اجتماعی سخن می‌گوییم. اما سؤال جدی‌تر این است: چرا بخشی از این داشته‌ها هنوز نتوانسته‌اند به فرصت‌هایی پایدار برای زندگی بهتر مردم تبدیل شوند؟

مسئله، فقط داشتن نیست؛ مسئله، توان ساختن از داشته‌هاست.

توسعه را نمی‌توان با تعداد پروژه‌ها، حجم اعتبارها یا طول فهرست طرح‌ها سنجید. توسعه، جایی اتفاق می‌افتد که کیفیت زندگی تغییر کند؛ جوان آینده‌ای برای ماندن ببیند، مردم خود را در ساختن آینده سهیم بدانند و جامعه از سرمایه اجتماعی برای حل مسائلش استفاده کند.

اگر مردم فقط دریافت‌کننده توسعه باشند، چیزی ساخته‌ایم؛ اما الزاماً توسعه نیافته‌ایم.

اینجاست که فرهنگ، از حاشیه به متن توسعه می‌آید.

فرهنگ، تزئین توسعه نیست. زیرساخت نامرئی آن است. فرهنگ احساس تعلق می‌سازد؛ تعلق، مسئولیت می‌آورد؛ مسئولیت، مشارکت ایجاد می‌کند و مشارکت، سرمایه اجتماعی می‌سازد. جامعه‌ای که به سرزمین خود تعلق دارد، برای آینده آن مسئولیت بیشتری می‌پذیرد و جامعه‌ای که مشارکت می‌کند، ظرفیت بیشتری برای ساختن دارد.

روایت بلقان علیا در این شماره، از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. ارزش این تجربه فقط در پروژه‌های عمرانی نیست؛ در مردمی است که خود را بخشی از ساختن می‌دانند. مشارکت در تأمین امکانات، اجرای طرح‌ها و حفظ پیوندهای اجتماعی، توسعه را از یک پروژه به یک تجربه جمعی تبدیل کرده است.

اما یک پرسش همچنان باقی است: آیا این توسعه می‌تواند جوان را به ماندن امیدوار کند؟

اگر جوان، حتی پس از ایجاد زیرساخت، آینده خود را بیرون از زادگاهش جست‌وجو کند، باید دوباره بپرسیم توسعه برای چه کسی و برای چه آینده‌ای است. مسئله فقط شغل نیست؛ مسئله، امکان ساختن آینده در جایی است که انسان به آن تعلق دارد.

فرهنگ نیز بدون نسل تازه زنده نمی‌ماند. روایت استاد بابا صفر مرادی در این شماره، اهمیت حافظه فرهنگی و نقش روایتگران را یادآوری می‌کند؛ و تجربه «سپیدار» نشان می‌دهد که اگر قرار است این حافظه ادامه پیدا کند، باید میدان را به نسل تازه سپرد تا خود، روایتگر فرهنگ باشد.

از این منظر، مدرسه، کتابخانه، انجمن ادبی، رسانه، گردشگری و مرز، موضوعاتی جدا از هم نیستند. این‌ها می‌توانند حلقه‌های یک زنجیره باشند: فرهنگ، هویت می‌سازد؛ هویت، تعلق؛ تعلق، مشارکت؛ و مشارکت، توسعه‌ای انسانی و پایدار.

پس شاید وقت آن رسیده باشد که سؤال را عوض کنیم.

نباید مدام بپرسیم: «خراسان شمالی چه ندارد؟»

باید بپرسیم: «خراسان شمالی چه دارد و چرا هنوز همه آن را به فرصت تبدیل نکرده‌ایم؟»

استانی که سرمایه انسانی دارد، باید شبکه نخبگان و فرزندان موفق خود را فعال کند.

استانی که میراث فرهنگی دارد، باید برای روایت و حفاظت از آن سرمایه‌گذاری کند.

استانی که مرز دارد، باید دیپلماسی اقتصادی و فرهنگی را جدی‌تر بگیرد.

استانی که طبیعت و روستا دارد، باید گردشگری مسئولانه و جامعه‌محور را توسعه دهد.

استانی که جوان دارد، باید اشتغال و ماندگاری جوانان را در مرکز برنامه‌ریزی قرار دهد.

و استانی که شاعر، نویسنده، هنرمند و پژوهشگر دارد، باید فرهنگ را نه هزینه، بلکه سرمایه بداند.

این تغییر پرسش، فقط یک بازی با کلمات نیست؛ تغییر نگاه به توسعه است. یعنی عبور از پروژه‌محوری به انسان‌محوری؛ از شمارش داشته‌ها به ساختن امکان‌ها؛ و از نگاه کردن به فرهنگ به‌عنوان هزینه‌ای جانبی، به شناخت آن به‌عنوان سرمایه‌ای برای آینده.

ارمغان خراسان شمالی نیز خود را در همین نقطه مسئول می‌داند؛ نه فقط برای روایت آنچه اتفاق افتاده، بلکه برای پرسیدن از آنچه باید اتفاق بیفتد؛ برای دیدن ظرفیت‌های پنهان، شنیدن صدای مردم و مطالبه تبدیل «امکان» به «فرصت».

و این مسئولیت، در جهان امروز، در مرزهای استان متوقف نمی‌شود.

خراسان شمالی بخشی از یک فضای بزرگ‌تر انسانی و منطقه‌ای است؛ جایی که فرهنگ می‌تواند زبان گفت‌وگو باشد، اقتصاد زبان همکاری و انسان، نقطه اتصال جوامع. مرز، اگر درست فهم شود، فقط خط جدایی نیست؛ می‌تواند خط آغاز ارتباط باشد.

توسعه واقعی، ساختن بیشتر نیست؛ معنادارتر ساختن زندگی است.

و شاید مهم‌ترین سرمایه خراسان شمالی نه در زیر خاک، نه در دل کوه و نه در جدول‌های آماری، بلکه در انسان‌هایی باشد که هنوز برای آینده این سرزمین انگیزه ساختن دارند.

توسعه از جایی آغاز می‌شود که مردم، خود را صاحب آینده بدانند؛ نه تماشاگر آن.

یادداشت‌های پیشین

یادداشت‌های دیگر

یادداشت

وقتی پوستر جشنواره، روایت نمی‌کند؛ فقط عناصر را کنار هم می‌چیند

نقد تخصصی پوستر «جشنواره فیلم کوتاه و عکس روستا و عشایر»؛ بررسی این موضوع که آیا طراحی بصریِ این رویدادِ ملی، استانداردهای یک اثر مفهومی و بین‌المللی را رعایت کرده است یا در دامِ کلیشه‌های اداری و بنرهای بیلان‌محور افتاده است؟

مهدی جنتی، ۱۱ مهر ۱۴۰۵
یادداشت

دل تنگ گذشته

در روزهای بسیار سختی که بر مردم کشور می‌گذرد، تنها چیزی که کمتر به چشم می‌خورد زندگی است و دل‌ها برای ایامی که گذشت دل تنگ می شود .

علی محمد جهانی، ۹ مهر ۱۴۰۵
یادداشت

از «ظرفیت‌های نهفته» تا «توسعه پایدار»؛ چالشِ بازآفرینی هویت

«در این شماره از هفته‌نامه «ارمغان»، سرمقاله با واکاوی مفهوم «توسعه پایدار» در خراسان شمالی، بر ضرورت گذار از ظرفیت‌های خام جغرافیایی و انسانی به فرصت‌های عینی و ارزش‌آفرین تأکید می‌کند. نویسنده با نقد مدیریت سنتی و تک‌بعدی، مسائلی چون ارتقای کارکرد کتابخانه‌ها به پایگاه‌های اجتماعی، لزوم حمایت ساختاری از تولیدات فرهنگی، مسئولیت اجتماعی صنایع در قبال هنر بومی، و حل چالش‌های زیرساختی را بررسی کرده است. این نوشتار، توسعه واقعی را نه در پروژه‌های عمرانی صرف، بلکه در گروی بازآفرینی هویت، پیوند میان نسل‌ها و ایجاد یک زیست‌بوم منسجم و پویا می‌داند.»

مهدی جنتی، ۴ مهر ۱۴۰۵