ارمغان خراسان شمالی

جستجو در اخبار

عنوان یا واژه‌ای از خبر را بنویسید.

یادداشت

تئاتر؛ آینه جامعه، تمرین گفت‌وگو و افق توسعه

تئاتر فراتر از یک رویداد هنری، عرصه‌ای برای تقویت همدلی، گفت‌وگو و فهم متقابل در جامعه است. هم‌زمانی بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر خراسان شمالی با روز فرهنگ عمومی، فرصتی برای بازاندیشی در نقش هنرهای نمایشی در ارتقای فرهنگ عمومی و توسعه اجتماعی استان فراهم کرده است.

ممهدی جنتیسر دبیر،

تئاتر؛ آینه جامعه، تمرین گفت‌وگو و افق توسعه

به مناسبت بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر خراسان شمالی و روز فرهنگ عمومی

گاهی یک جامعه را نه از روی آمارها و گزارش‌های رسمی، بلکه از روی صحنه‌ای می‌توان شناخت که در آن، انسان با ترس‌ها، امیدها، تناقض‌ها و آرزوهای خودش روبه‌رو می‌شود. تئاتر چنین امکانی را فراهم می‌کند؛ امکانی برای دیدن آنچه در هیاهوی زندگی روزمره کمتر دیده می‌شود، شنیدن صداهایی که گاه در حاشیه می‌مانند و اندیشیدن به پرسش‌هایی که شاید پاسخ ساده‌ای نداشته باشند.

بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر خراسان شمالی، در روزهایی برگزار می‌شود که چهاردهم آبان‌ماه، به‌عنوان روز فرهنگ عمومی، فرصتی برای بازاندیشی در معنای فرهنگ و جایگاه آن در زندگی جمعی فراهم می‌آورد. هم‌زمانی این دو رویداد را نباید صرفاً یک تقارن در تقویم دانست. این هم‌زمانی می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازخوانی نسبت هنر نمایشی با فرهنگ عمومی؛ نسبتی که اگر درست فهم شود، تئاتر را از یک فعالیت محدود هنری به یکی از ابزارهای شکل‌گیری جامعه‌ای آگاه‌تر، گفت‌وگومحورتر و برخوردار از قدرت فهم متقابل تبدیل می‌کند.

فرهنگ عمومی، آن چیزی نیست که فقط درباره‌اش سخن می‌گوییم؛ آن چیزی است که هر روز زندگی می‌کنیم. در شیوه مواجهه ما با دیگری، در نوع گفت‌وگو و اختلاف‌نظر، در احترام به تفاوت‌ها، در مسئولیت‌پذیری اجتماعی، در اعتماد عمومی و حتی در نحوه مواجهه با رنج و شادی دیگران، فرهنگ عمومی خود را نشان می‌دهد. بنابراین، فرهنگ را نمی‌توان به مناسبت‌ها، آیین‌ها، جشنواره‌ها یا تولیدات هنری محدود کرد. فرهنگ، کیفیت زندگی مشترک ماست؛ مجموعه‌ای از ارزش‌ها، رفتارها و معناهایی که به زندگی اجتماعی شکل می‌دهند.

از همین منظر، تئاتر یکی از جدی‌ترین میدان‌های مواجهه جامعه با خویشتن است. صحنه نمایش، جهان را عیناً بازتولید نمی‌کند؛ آن را دوباره می‌سازد تا بتوانیم از فاصله‌ای تازه به خودمان نگاه کنیم. تماشاگر در برابر صحنه، فقط داستان یک شخصیت را دنبال نمی‌کند؛ گاهی با بخشی از وجود خود، با تجربه‌ای فراموش‌شده یا با واقعیتی روبه‌رو می‌شود که پیش‌تر از کنار آن گذشته است. تئاتر به انسان فرصت می‌دهد برای لحظاتی از جایگاه خود بیرون بیاید و جهان را از چشم دیگری ببیند. این همان تمرین همدلی است؛ فضیلتی که جامعه امروز بیش از هر زمان به آن نیاز دارد.

در زبان فلسفه، انسان با پرسش از خویشتن و نسبت خود با دیگری به فهم عمیق‌تری از جهان می‌رسد. در سنت عرفانی نیز شناخت، بدون عبور از ظاهر و تأمل در باطن، به کمال نمی‌رسد. تئاتر، در قلمرو هنر، می‌تواند چنین تجربه‌ای را ممکن کند: عبور از ظاهر حوادث به لایه‌های پنهان رفتار انسان؛ از قضاوت شتاب‌زده به فهم زمینه‌ها؛ و از تماشای رنج دیگری به درک مسئولیت خود در برابر آن. هنر قرار نیست برای همه پرسش‌ها پاسخ آماده داشته باشد؛ گاهی ارزش آن در این است که پرسش درست را پیش روی جامعه بگذارد.

آثار حاضر در جشنواره امسال نیز از منظر تنوع موضوع و جهان‌های روایی، امکان چنین مواجهه‌ای را فراهم می‌کنند. از جمله، نمایش «آکواریوم» با پرداختن به ایثار، حماسه و مظلومیت شهدای غواص، به حافظه تاریخی و عاطفی جامعه رجوع می‌کند؛ اثری که یادآور می‌شود هنر می‌تواند تجربه‌های بزرگ انسانی را از سطح روایت‌های رسمی فراتر ببرد و آن‌ها را در قالب تجربه‌ای زنده و تأثیرگذار به نسل امروز منتقل کند. در سوی دیگر، نمایش «ایگو» با نشانه‌هایی از شکاف‌های درونی و فروپاشی شخصیت، مخاطب را به تأمل درباره تعارض‌های روانی انسان فرامی‌خواند. آثاری چون «سه چهار روزی که امیر خانه نبود»، «آرزوی یک موش کور» و «قلب آدم‌برفی» نیز بخشی از تنوع جهان‌های نمایشی این دوره را شکل می‌دهند. این گوناگونی، اگر با نقد حرفه‌ای و گفت‌وگوی جدی همراه شود، می‌تواند افق نگاه مخاطب را گسترده‌تر کند.

اما اهمیت جشنواره فقط در آنچه روی صحنه اجرا می‌شود خلاصه نیست؛ آنچه در پشت صحنه شکل می‌گیرد نیز به همان اندازه اهمیت دارد: گروه‌هایی که با امکانات محدود تمرین می‌کنند، نویسندگانی که جهان ذهنی خود را به متن تبدیل می‌کنند، کارگردانانی که میان ایده و اجرا پیوند برقرار می‌سازند، بازیگرانی که با بدن و صدا معنا می‌آفرینند و عوامل فنی و اجرایی که امکان تولد یک اثر را فراهم می‌کنند. جشنواره، حاصل یک زنجیره خلاقیت و همکاری است؛ زنجیره‌ای که تداوم آن به امنیت شغلی هنرمندان، دسترسی به آموزش، امکانات تمرین و اجرا، حمایت نهادی و احترام به استقلال خلاقه وابسته است.

بااین‌حال، باید پرسید: آیا موفقیت یک جشنواره را فقط با تعداد آثار، اجراها، جوایز و میزان استقبال می‌سنجیم؟ این شاخص‌ها مهم‌اند، اما کافی نیستند. پرسش اساسی‌تر این است که جشنواره پس از پایان مراسم اختتامیه چه چیزی در زندگی فرهنگی استان باقی می‌گذارد؟ آیا مخاطب تازه‌ای به تئاتر پیوند می‌خورد؟ آیا گروه‌های جوان فرصت تجربه و رشد پیدا می‌کنند؟ آیا میان هنرمندان شهرهای مختلف استان ارتباطی پایدار شکل می‌گیرد؟ آیا آثار برگزیده امکان اجرای عمومی و مواجهه با مخاطبان گسترده‌تر را می‌یابند؟ و آیا نقد، گفت‌وگو و تبادل تجربه، از محدوده چند روز جشنواره فراتر می‌رود؟

جشنواره‌ای موفق است که پایان آن، آغاز یک جریان تازه باشد.

در این میان، نسبت تئاتر و توسعه نیز باید جدی گرفته شود. توسعه را نباید فقط در ساخت جاده، ساختمان، کارخانه یا افزایش شاخص‌های اقتصادی خلاصه کرد. جامعه توسعه‌یافته، جامعه‌ای است که قدرت تخیل، گفت‌وگو، نقد، مدارا و حل مسئله را در خود پرورش داده باشد. تئاتر به این توانایی‌ها میدان تمرین می‌دهد. در سالن نمایش، افراد با پیشینه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت کنار یکدیگر می‌نشینند، روایتی مشترک را تجربه می‌کنند و پس از اجرا می‌توانند درباره آن اختلاف‌نظر داشته باشند؛ بی‌آنکه ضرورتاً از یکدیگر جدا شوند. این تجربه کوچک، در مقیاس اجتماعی، تمرینی برای زیستن در جامعه‌ای متکثر است.

تئاتر همچنین می‌تواند به بازشناسی مسائل محلی کمک کند. هر استان، شهر و روستا، مجموعه‌ای از روایت‌ها، خاطره‌ها، تعارض‌ها، آیین‌ها و تجربه‌های انسانی دارد که اگر به زبان هنر بازآفرینی شوند، از حافظه محدود افراد فراتر می‌روند و به حافظه جمعی تبدیل می‌شوند. خراسان شمالی با تنوع قومی، زبانی، موسیقایی و آیینی خود، از چنین گنجینه‌ای برخوردار است. روایت دوتار تایانلو و پیوند آن با جغرافیا و زندگی مردم، یا توجه به ادبیات کودک به زبان کُردی و ضرورت حفظ روایت‌های شفاهی، در همین شماره ارمغان، یادآور این واقعیت است که هویت فرهنگی استان تنها در بناها و اسناد تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ در زبان‌ها، نغمه‌ها، قصه‌ها، شیوه زیستن و تجربه نسل‌هایی حضور دارد که باید شنیده و بازروایت شوند.

تئاتر می‌تواند این میراث را از حالت یادگاری و نوستالژی خارج کند و به ماده خام آفرینش امروز تبدیل سازد. البته این کار به معنای تبدیل هنر به ابزار تبلیغاتی یا بازگویی بی‌واسطه گذشته نیست. هنرمند باید آزاد باشد که میراث را بشناسد، از آن الهام بگیرد، درباره آن پرسش کند و حتی وجوه فراموش‌شده یا ناگفته‌اش را آشکار سازد. هویت زنده، هویتی نیست که فقط تکرار شود؛ هویتی است که امکان بازآفرینی و گفت‌وگو با زمانه را داشته باشد.

از سوی دیگر، فرهنگ عمومی زمانی ارتقا می‌یابد که هنر از محدوده مخاطبان ثابت خود بیرون بیاید. اگر تئاتر فقط برای گروهی محدود از علاقه‌مندان و در چند سالن مشخص باقی بماند، بخش مهمی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست می‌دهد. مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، فرهنگسراها، انجمن‌های محلی و رسانه‌ها می‌توانند حلقه‌های ارتباط میان تئاتر و زندگی روزمره مردم باشند. اجرای عمومی آثار، نشست‌های نقد و گفت‌وگو، کارگاه‌های آشنایی با تئاتر برای نوجوانان، حمایت از گروه‌های شهرستانی و فراهم‌کردن امکان حضور خانواده‌ها و اقشار کم‌برخوردار، از جمله مسیرهایی است که می‌تواند دایره مخاطبان هنرهای نمایشی را گسترش دهد.

در این مسیر، مسئولیت تنها بر دوش هنرمند نیست. مدیریت فرهنگی باید از نگاه مناسبتی و رویدادمحور عبور کند و به ایجاد زیرساخت پایدار برای تولید و عرضه هنر بیندیشد. حمایت از تئاتر نباید به روزهای برگزاری جشنواره محدود شود؛ باید در تمام سال، در قالب تأمین فضای تمرین، دسترسی به سالن، آموزش، حمایت از تولید، امکان اجرای عمومی و شکل‌گیری شبکه‌های همکاری استمرار یابد. هنرمند نیز در کنار مطالبه حمایت، به ارتقای کیفیت حرفه‌ای، گفت‌وگو با جامعه، شناخت مخاطب و مسئولیت‌پذیری در قبال اثر خود نیاز دارد. رسانه‌ها هم باید فراتر از اعلام زمان اجرا و انتشار خبر اختتامیه، به نقد منصفانه، معرفی جریان‌های هنری و پیگیری مسائل زیرساختی این حوزه بپردازند.

چهاردهم آبان، روز فرهنگ عمومی، فرصتی است برای آنکه از خود بپرسیم سهم هنر در کیفیت زندگی جمعی ما چقدر است. آیا شهروندان، هنر را بخشی از نیازهای زندگی خود می‌دانند یا فعالیتی فرعی و مختص اوقات فراغت؟ آیا کودک و نوجوان امکان مواجهه مستمر با تئاتر و دیگر هنرها را دارند؟ آیا خانواده‌ها، مدیران، مدارس و نهادهای اجتماعی، هنر را در تربیت نسلی خلاق، پرسشگر و مسئول جدی می‌گیرند؟ و آیا سیاست‌گذاری فرهنگی ما به اندازه‌ای که از اهمیت فرهنگ سخن می‌گوید، برای دسترسی عادلانه مردم به تجربه هنری نیز برنامه دارد؟

این پرسش‌ها، جشنواره تئاتر را به مسئله‌ای فراتر از جامعه هنری تبدیل می‌کنند. تئاتر فقط متعلق به بازیگر، کارگردان یا تماشاگر حرفه‌ای نیست؛ به جامعه‌ای تعلق دارد که برای فهم خود، به روایت، تخیل و گفت‌وگو نیازمند است. فرهنگ عمومی نیز بدون مشارکت مردم و حضور فعال آنان در تجربه‌های فرهنگی، به مجموعه‌ای از شعارها و مناسبت‌ها فروکاسته خواهد شد.

ارمغان خراسان شمالی، به‌عنوان رسانه‌ای با مأموریت اجتماعی و فرهنگی، وظیفه دارد در کنار معرفی آثار و پوشش رویدادها، درباره کیفیت و آینده این جریان نیز پرسشگری کند؛ از هنرمندان و تجربه‌هایشان بگوید، کمبودها را بازتاب دهد، دستاوردها را به رسمیت بشناسد و نسبت میان هنر و زندگی مردم را پیوسته به بحث بگذارد. پوشش جشنواره نباید با انتشار خبر برگزاری و اعلام برگزیدگان پایان یابد؛ باید به فرصتی برای گفت‌وگوی عمومی درباره جایگاه تئاتر در آینده فرهنگی استان تبدیل شود.

بیست‌ویکمین جشنواره تئاتر خراسان شمالی و روز فرهنگ عمومی، در کنار یکدیگر یادآور یک حقیقت‌اند: جامعه برای توسعه، تنها به سرمایه اقتصادی و زیرساخت کالبدی نیاز ندارد؛ به سرمایه فرهنگی، قدرت تخیل، اعتماد اجتماعی و توان گفت‌وگو نیز نیازمند است. تئاتر می‌تواند در ساختن این سرمایه سهمی مؤثر داشته باشد؛ به شرط آنکه آن را نه زینت تقویم فرهنگی، بلکه بخشی از زیست روزمره جامعه بدانیم.

شاید ارزشمندترین دستاورد یک اجرای تئاتری، تشویق پایانی تماشاگران نباشد؛ لحظه‌ای باشد که تماشاگر پس از خروج از سالن، جهان پیرامون و سهم خود را در آن، اندکی متفاوت‌تر ببیند.

توسعه فرهنگی از همین تغییرهای ظریف آغاز می‌شود؛ از انسانی که بهتر می‌بیند، عمیق‌تر می‌اندیشد، دیگری را بیشتر می‌فهمد و مسئولانه‌تر در زندگی جمعی مشارکت می‌کند. چنین جامعه‌ای، نه‌فقط تئاتر بهتری خواهد داشت، بلکه امکان ساختن آینده‌ای انسانی‌تر و پایدارتر را نیز در اختیار خواهد گرفت.

یادداشت‌های پیشین

یادداشت‌های دیگر

یادداشت

دوتار تایانلو، زبان کوه و رود

آنان که پای در قلعه بیگ گذاشته‌اند؛ سرسبزی، طراوت، زلالی جویباران و شکوه این خاک اهورایی و قامت افراشتگی کوه‌های" سنجر بیگ" و "کولک" را دیده‌اند. روستایی در ٣٦ کیلومتری شمال شرقی شیروان که مردمش به زبان کُرمانجی تکلم می‌کنند. این روستا زادگاه و خاستگاه هنرمندان و نیروهای فکری - فرهنگی توانمندی است و خاندان هنرمند تایانلو یکی از آنها است.

دکتر اسماعیل حسین پور، ۸ آبان ۱۴۰۵
یادداشت

نگاهی گذرا به ادبیات کوردی کودک در خراسان به بهانهٔ انتشار «خزانکا»؛ یازدهمین کتاب کوردی

ادبیات کودک، یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های ماندگاری زبان و هویت یک ملت است. تردیدی نیست که بخش بزرگی از گنجینه‌ی ادبیات شفاهی کوردی، در همه‌ی گویش‌های این زبان، هنوز ثبت و ضبط نشده است.

عطا ولدی، ۶ آبان ۱۴۰۵
یادداشت

مجمعِ همدلی برای توسعه؛ تقدیر از تدبیر استاندار و تلاش مجمع نمایندگان در سفر مقامات کشوری، و گله‌ای بر جای خالی نماینده شیروان

چکیده: سفر اخیر دکتر سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مهندس عبدالکریم حسین‌زاده، معاون رئیس‌جمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور به خراسان شمالی، فراتر از دستاوردهای عمرانی و فرهنگی، نمایشی باشکوه از هم‌افزایی میان مدیریت ارشد اجرایی استان و نمایندگان مردم بود. در این میان، نقش‌آفرینی مؤثر استاندار و همراهی فعالانه نمایندگان بجنورد و اسفراین ستودنی است، هرچند جای خالی نماینده شیروان در این رویداد سرنوشت‌ساز به شدت احساس شد.

مهدی جنتی، ۴ آبان ۱۴۰۵